125

درس خارج اصول 92-93 جلسه 85

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه هشتاد و پنجم درس خارج اصول

در جلسۀ گذشته بیان شد که مرحوم صاحب کفایه قائل بر این مطلب بودند که امر در طلبِ وجودی ظهور دارد و برای اثبات این مطلب یک دلیل و چند مؤیّد ذکر کردند. دلیل مرحوم آخوند تبادر بود و فرمودند: وقتی متکلّم امر را استعمال می‌کند به ذهن مخاطب، معنای وجوب متبادر می‌شود و تبادر هم علامت حقیقت است.

ایشان چند مؤیّد ذکر کردند مبنی بر این که کلمۀ امر ظهور در معنای وجوب دارد.

امّا در مقابل آخوند، بزرگانی هم قائل به اشتراک معنوی شده‌ و می‌گویند: امر، به اشتراک معنوی، هم در معنای وجوب و هم در معنای ندب هر دو ظهور دارد. این افراد برای قول خودشان سه دلیل ذکر کردند. اوّلین دلیلشان این بود که امر، به وجوب و ندب هر دو تقسیم می‌شود و مقسم (که امر است) حتماً باید به معنای مطلق طلب باشد تا بتواند در هر دو قسم تکرار شود والاّ چه معنایی دارد که بگویید امر به معنای وجوب است، ولی در عین حال بخواهد به وجوب و ندب تقسیم شود.

دلیل دیگری که ارائه کردند این بود که اگر اشتراک معنوی را نپذیریم ناگزیریم قائل به مجاز یا اشتراک لفظی شویم، که مرحوم آخوند جواب این دلیل را داده و فرمودند: هیچ کدام از این ادلّه نمی‌توانند از مرجّحات باشند و وضع به واسطۀ این‌ها ثابت نمی‌شود، بلکه به واسطۀ تبادر ثابت می‌شود.

دلیل سوّمی که ذکر کردند تشکیل قیاس بود. گفتند: فعلُ المندوبةِ طاعةٌ و کُلُّ طاعةٍ فعلٌ مأمورٌ به، فالمندوبُ فعلٌ مأمورٌ به. مرحوم آخوند اشکالی به این دلیل وارد کردند و فرمودند: منظور از مأمورٌ به اگر مأمورٌ به، به امرِ حقیقی باشد قابل قبول نیست، چون هر طاعتی نمی‌تواند مأمورٌ به، به امر حقیقی باشد و اگر منظور از مأمورٌ به، مطلق باشد؛ یعنی اعم از مجاز و حقیقت باشد در این صورت مدّعای شما ثابت نمی‌شود، چون ممکن است امر ندبی و مستحبّی، مأمورٌ به به امر حقیقی باشد.

  1. مطلب چهارم: کیفیّت دلالت ماده بر وجوب

حال که کلمۀ امر ظهور در معنای وجوب دارد، ما وجوب را از کجا می‌فهمیم؟ آیا وجوب، مدلول لفظی کلمۀ امر است به گونه‌ای که به وضع واضع است؟ یا مدلول لفظی کلمۀ امر، معنای وجوب نیست و ما معنای وجوب را از جای دیگر می‌فهمیم؟ سه قول در مسأله وجود دارد:

  1. قول اوّل: ظهور لفظی

ما از مدلول لفظیِ کلمۀ امر معنای وجوب را می‌فهمیم، چنان‌که واضع، کلمۀ امر را برای معنای وجوب وضع کرده است. این مسلک به عنوان مسلک لفظی تعبیر می‌شود و سال‌‌ها همین نظر حاکم بوده و افرادی هم­چون صاحب معالم نیز وجوب را از موضوع له می‌فهمیدند و گفته‌اند: الأمرُ وُضِعَ لِلوُجوبِ و النَّدب.

  1. اشکال قول اوّل

امّا در جواب قول اوّل که متأخّرین آن را قبول ندارند باید گفت: وجوب، مدلول لفظی کلمۀ امر نیست، برای واضع، کلمۀ امر را بر معنای وجوب وضع نکرده است. معنای وجوب و ندب از کلمۀ «الف میم» فهمیده نمی‌شود؛ پس این قول مخدوش است.

  1. قول دوّم: اطلاق

معنای وجوب، مدلول لفظی کلمۀ امر نیست، بلکه ما معنای وجوب را از اطلاق می‌فهمیم؛ یعنی وقتی لفظ امر به صورت مطلق گفته شود و قرینه‌ای بر معنای استحباب و ندب آورده نشود، از آن وجوب فهمیده می‌شود. مثلاً وقتی مولا فرموده است «صَلِّ»، همین که مطلق ذکر کرده و قیدی هم برای استحباب و ندب نیاورده است از اطلاق این امر معنای وجوب فهمیده می‌شود.

  1. تبیین قول دوّم

مرحوم آخوند در کفایه می‌فرماید: اگر امر دائر شود بین وجوب و ندب، اطلاق اقتضای این را دارد که از امر معنای وجوب فهمیده شود؛ چون استحباب یک قید اضافه می‌خواهد و اگر مقصود مولا از کلمۀ امر برای استحباب بود باید قیدی ذکر می‌کرد، حال که قیدی ذکر نشده دلیل بر این است که او معنای استحباب را اراده نکرده، بلکه معنای وجوب را اراده کرده است. مرحوم آخوند مانند این بحث را در کفایه و در باب وجوب نفسی و غیری نیز مطرح فرمودند، که آیا امر، دلالت بر وجوب نفسی می‌کند یا وجوب غیری؟ اگر امر دائر شود بین این که فعلِ امر دالّ بر وجوب نفسی است یا وجوب غیری، به اقتضای اطلاق باید بگوییم که امر معنای وجوب لفظی را اقتضا دارد؛ چون اگر وجوب غیری منظور بود باید ذکر می‌کرد، لذا امر دالّ بر وجوب نفسی است.

یا مثلاً بحث است که فعل امر دالّ بر معنای وجوب تعیینی است یا تخییری؟ در این‌جا نیز اطلاق اقتضا دارد که امر دالّ بر معنای تعیینی است؛ چون اگر تخییری بود مولا باید قید اضافه‌ای ذکر می‌فرمود، حال که قیدی ذکر نشده، به قاعدۀ اطلاق، فعلِ امر دالّ بر وجوب تعیینی است.

در مانحن فیه هم بحث همین طور است؛ امری صادر شده و ما نمی‌دانیم این امر به معنای وجوب است یا ندب؟ اطلاق، اقتضای وجوب دارد؛ چون اگر مقصود ندب و استحباب بود باید مولا می‌فرمود.

  1. قول سوّم: حکم عقل

نظر مرحوم نائینی و همچنین حضرت امام این است که ما معنای وجوب را به حکم عقل می‌فهمیم؛ یعنی وقتی مولا امر می‌کند، ما را تحریک می‌کند و وقتی متکلّم بعث می‌کند، منتظر جواب است و می‌خواهد بداند که مخاطب چه زمانی آن را انجام می‌دهد و برای این که شخص خودش را از مؤاخذه و عذاب در امان نگه دارد، به حکم عقل باید به بعث مولا پاسخ دهد.

بنابراین، منشأ استنباطِ معنای وجوب، نه از لفظ است و نه از اطلاق، بلکه حکم عقل است؛ زیرا عقل به ما می‌گوید: وقتی کلمۀ امر به کار می­رود از آن، معنای وجوب استکشاف می‌شود، چرا که ما باید خودمان را از عذاب دور نگه داریم؛ لذا مدلول معنای وجوب نه لفظی است و نه به اقتضای اطلاق، بلکه به واسطه حکم عقل است.

  1. رجحان قول سوّم

قول سوّم، در واقع حکم عقل است. حضرت امام در تهذیب‌الاصول می‌فرماید: وقتی کلمۀ امر صادر می‌شود ما به حکم عقل از آن معنای وجوب را می‌فهمیم والاّ نفس وجوب و نفس ندب دو مفهوم انتزاعی هستند و در کلمۀ امر دخالتی ندارند. عقل ما حکم می‌کند که وقتی امری از طرف مولا صادر شد برای این که از مؤاخذۀ احتمالی در امان بمانیم باید به این امر جواب دهیم. پس دلیل مسلک سوّم هم دلیل قابل قبول و خوبی است و به نظر می‌رسد که مسلک سوّم ـ که مسلک مرحوم امام و مرحوم نائینی است ـ از مسلک دوّم هم ارجح­تر باشد.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *