125

درس خارج اصول 92-93 جلسه 82

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه هشتاد و دوم درس خارج اصول

در جلسۀ گذشته بیان شد که مادّۀ امر، معانی مختلفی دارد  و در لغت عرب، لفظی را که معانی متعدّدی داشته باشد، می‌توان به یک یا دو معنا بازگشت داد؛ حال یا به اشتراک معنوی یا به اشتراک لفظی. لکن نظر علما دربارۀ معنای «امر» متفاوت است. به نظر مرحوم آخوند، مادّۀ امر به دو معنا است: طلب و شیء. اشکال وارد بر کلام وی این بود که دایرۀ شمول «شیء» آن قدر وسیع است که حتی بر ذات و جوهر نیز قابل اطلاق است؛ امّا کلمۀ امر این طور نیست. دایرۀ معنایی کلمۀ امر مضیّق است، به عنوان مثال شما می‌توانید بگویید: «زیدٌ شیءٌ»، ولی نمی‌توانید بگویید: «زیدٌ أمرٌ». لذا نتیجه می‌گیریم که امر، مرادف با شیء نیست، چون قابل اطلاق نیست.

بنابراین، مرحوم خوئی نظر مرحوم آخوند را بسط داده و فرموده‌اند: منظور از شیء، شیء با یک خصوصیّت است، حال ممکن است آن خصوصیّت به صورت توصیفی باشد یا به صورت فعلی.

  1. نقد نظر مرحوم صاحب فصول

نظر مرحوم صاحب فصول این بود که مادّۀ امر به دو معنا است. طلب و شأن.

لکن باید گفت: اگر بخواهیم بدانیم که آیا استعمال یک لفظ در معنایی که به کار می‌رود، حقیقی است یا نه؟ نیاز به علامتی داریم که لفظ از آن معنا حکایت کند، در مانحن فیه، بحث اشتراک است و نیاز به قرینه معیّنه داریم. ما در هیچ جایی از ماده امر معنای شأن به ذهنمان تبادر نمی‌کند.

پس کلام صاحب فصول مخدوش است، چون نمی‌توان گفت معنای امر عبارت است از طلب و شأن. لذا جای بسی شگفتی است که مرحوم صاحب فصول معنای امر را به طلب و شأن برگردانده است!

  1. اشکال نظر آیت‌الله بروجردی

مرحوم بروجردی فرمودند که مادّه امر مشترک بین دو معنای طلب و فعل است.

کلام ایشان نیز از این جهت مخدوش است که ما جاهای زیادی داریم که امر به معنای فعل نمی‌آید؛ مانند این که می‌گویند: شریک الباری امر محالی است، ولی نمی‌توانیم بگوییم: شریک الباری فعل محالی است. بسیار روشن است که در این‌جا امر به معنای فعل نیست. یا می‌گویید: فلان غذا برای مریضی، امر زیان‌آوری است، آیا این امر به معنای فعل است؟!

حال با توجه به این ما جاهای زیادی داریم که در آنها امر به معنای فعل نیست؛ پس نمی‌توانیم ادّعا کنیم که فعل، مرادف معنای امر است.

  1. نظر مرحوم نائینی

عدّه‌ای مانند مرحوم نائینی و محقّق اصفهانی قائل به اشتراک معنوی مادّۀ امر هستند. این دو بزرگوار معتقدند که ما قدر جامعی درست می‌کنیم که هم طلب و هم شیء هر دو را شامل شود.

مرحوم نائینی معتقد است: امر به معنای «واقعه ذا اهمّیة» است و این، قدر جامع مشترک بین این موارد می‌شود و لذا در «واقعه ذا اهمّیة»، هم معانی طلب و هم غیر طلب هر دو وجود دارد. تلاش مرحوم نائینی بر این است که همۀ معانی را که مربوط به امر است در یک کلام خلاصه کند.

  1. اشکالات این قول
  2. اشکال اوّل:

اگر موضوع­له لفظ، واقعۀ ذا اهمّیت باشد باید از لفظ امر همین معنا به ذهن ما تبادر کند؛ یعنی به محض شنیدن کلمۀ «الف میم». این معنا به ذهنمان تبادر کند، در حالی که این طور نیست و با شنیدن لفظ «امر» معنای واقعۀ ذا اهمّیت به ذهن ما تبادر نمی‌کند.

  1. اشکال دوّم:

اگر واقعاً معنای موضوع­له­ای لفظِ امر، واقعۀ ذا اهمّیت است، شما وقتی امر را توصیف می‌کنید و می‌گویید: «هذا أمرٌ مهمٌّ» یا «هذا لیس بأمرٍ مهمٍّ» این توصیف باید غیر معقول باشد، چون در بطن امر باید نهفته باشد، حال آن که غیر معقول نیست. پس این دلیلِ مرحوم نائینی پذیرفته نیست.

  1. نظر محقّق اصفهانی

ایشان معتقدند قدر جامع مادّۀ امر عبارت است از اراده و طلب فعلیّت یافته و لذا می‌گوید: این معنا در تمام مادّۀ امر (حتی در شأن و اراده) نیز وجود دارد.

  1. نکته

مرحوم نائینی تلاش می‌کند تا معنای طلب را به غیر طلب برگرداند و مرحوم محقّق اصفهانی می‌خواهد معنای غیر طلب را به معنای طلب برگرداند.

  1. اشکال وارد بر نظر محقّق اصفهانی

حقیقتاً نمی‌توان امر را بر هر اراده‌ای که فعلیّت پیدا کند اطلاق کرد، مثلاً  آیا می‌شود به کسی که اراده انفاق کرده گفت: «هذا أمرٌ»؟ آیا کلمۀ امر بر ارادۀ او صادق است؟

لذا مرحوم محقّق اصفهانی در تلاش بودند تا معانی غیر طلبی را به طلب برگردانند چنانچه فرمود همه معانی مادّۀ امر به اراده و طلب فعلی برمی‌گردد.

لکن اوّلاً در عالم خارج چنین چیزی را نمی‌بینیم. اگر کسی اراده کرده تا کاری را انجام دهد و به فعلیّت برساند، نمی‌توانیم کلمۀ امر را دربارۀ او به کار ببریم. ثانیاً نمی‌توانیم بگوییم وقتی کلمۀ أمر را در موضعی که جامع بین طلب و اراده است به کار می‌بریم و از آن، ارادۀ فعلیّت یافته به دست می‌آید.

نتیجه: اگر مادّۀ امر را به دو معنا بگیریم، این اشتراکِ لفظی است نه اشتراک معنوی.

ما غیر از دلیل وجدان، دو شاهد بر اثبات دلیلمان داریم:

  1. مادّۀ امری که به معنای طلب است، مشتق است و مادّۀ امری که به معنای غیر طلب است جامد است و قابل صرف و انشقاق نیست. پس یکی مشتق و دیگری غیر مشتق است، لذا نمی‌توانیم به یک معنا برگردانیم و از اینجا معلوم می‌شود که واضع، امر به معنای طلب را که مشتق است در برابر یک معنا وضع کرده و مادّۀ امری را که غیر طلب است در برابر یک معنای دیگر.
  2. جمع کلمۀ امرِ به معنای طلب، «اوامر» می‌شود، ولی جمع امرِ به معنای غیر طلب، «امور» می‌شود و این، تعدّد وضع را نشان می‌دهد، لذا کلام مرحوم محقّق اصفهانی و مرحوم نائینی تمام نیست.

بنابراین مادّۀ امر دارای تعدّد وضع است و به اشتراک لفظی معانی مختلفی دارد.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *