125

درس خارج اصول 92-93 جلسه 81

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه هشتاد و یکم درس خارج اصول

مرحوم آخوند در کتاب کفایة الاصول، سیزده امر را به عنوان مقدّمه مطرح نموده و بعد از آن وارد مقاصد هشتگانه می‌شود که عبارتند از: اوامر، نواهی، مفاهیم عام، مفاهیم خاص، مطلق و مقیّد، حجیّت ظن، اصول عملیه و تعادل و تراجیح. ایشان سپس بحث اجتهاد و تقلید را به عنوان خاتمه مطرح می‌کند. در مباحثی که در جلد نخست این کتاب عرضه شد، سیزده امر مقدّماتی که مرحوم آخوند در کتاب کفایة الاصول بیان فرموده بودند‌، به پایان رسید و اینک به مقاصد هشتگانه می‌پردازیم و بحث را از «اوامر» آغاز می‌کنیم.

المقصد الاوّل: فی الاوامر

مرحوم آخوند این مقصد را در سیزده فصل بیان می‌کنند که فصل اوّل آن دربارۀ مادّۀ «امر» و معنای لغوی آن است.

الفصل الاوّل: فی ما یتعلّق بمادّ الأمر

در این فصل چند مطلب بیان می شود:

البحث الأوّل: معنى الأمر لغة

کلمۀ امر که از حروف «أ، م، ر» ترکیب شده، مشترک است بین معنای طلب و غیر آن. به عنوان مثال، یکی از معانیِ غیرِ طلب لفظ امر که در آن استعمال می‌شود، معنای حادثه است. مثلاً امر در جملۀ «جِئتُ لِأمرٍ کَذا» بر این معنا دلالت دارد و یا در قول خداوند متعال که می‌فرماید: ﴿لَعَلَّ اللهَ یُحْدِثُ بَعْدَ ذٰلِک أَمْراً﴾؛ یعنی شاید که خداوند پدید آورد بعد از آن، امری (حادثه‌ای) را.

کلمۀ امر، به معنای شأن و موقعیّت نیز می‌آید، چنان‌که گفته می‌شود: «شَغَلَنی أمرٌ». همچنین، کلمۀ امر به معنای فعل و کار نیز می‌آید، چنان‌که گفته می‌شود: «أتیٰ فُلانٌ بِأمرٍ عَجیبٍ» و در این فرمودۀ خداوند متعال نیز به همین معنا آمده است: ﴿وَ ما أمْرُ فِرْعَونَ بِرَشیدٍ﴾؛ یعنی کار و عمل فرعون، صحیح نیست.

نظر مرحوم آخوند در معنای امر

نظر مرحوم آخوند این است که ـ به غیر از معنای طلب ـ تمام معانی دیگری که کلمۀ امر در آن‌ها استعمال می‌شود، به یک معنای جامع برمی‌گردد که قدر مشترک بین تمام آن معانی است و آن معنای جامع، مفهوم «شیء» است. بنابراین مبنا، لفظ «امر» مشترک بین دو معنا است: یکی «طلب» و دیگری «شیء».

به گفتۀ ایشان، انسان به سهولت درمی‌یابد که لفظ امر در بسیاری از استعمالات خود، در این معانی استعمال نشده است. به عنوان مثال، در عبارت «جاءَ زَیدٌ لِأمرٍ کَذا» لفظ امر در معنای غرض به کار رفته، ولی این معنا از لام غایت فهمیده می‌شود و معنای حقیقیِ «امر» نیست. پس معانی مذکور، معنای حقیقی کلمۀ امر نیستند؛ بلکه مجازی‌اند. حتّی می‌توان ادّعا نمود که شمردن برخی از آن‌ها به عنوان معنا برای این لفظ، از باب اشتباه مصداق با مفهوم است؛ چون در مثال مزبور، مفهومِ غرض از «لام» فهمیده می‌شود و کلمۀ «امر» به معنای «شیء» استعمال شده است، منتها شیئی که به واسطۀ «لام»، غرض را می‌فهماند.

با توجه به این نکته، بعید نیست که معنای «طلب» و «شیء» به عنوان اشتراک لفظیِ معنای امر باشد.

چند دیدگاه دیگر

به اعتقاد آیت‌الله خوئی، اگر «شیء» مرادف با معنای «امر» باشد، باید بتوان آن‌ها را جای‌گزین هم نمود، در صورتی که جای‌گزینی در همه جا امکان ندارد. شما می‌گویید: «الجوهر شیءٌ»، ولی نمی‌توانید بگویید: «الجوهر أمرٌ». در نتیجه، نمی‌توان «شیء» و«امر» را مرادف یکدیگر دانست. وی بر همین اساس، نظر مرحوم آخوند را تصحیح کرده و معتقد است که منظور از شیء، شیء مخصوص است. پس مادّۀ امر به دو معنا است: «طلب» و «شیءِ مخصوص». که ممکن است شیء مخصوص، فعل خاص و یا صفت خاص باشد.

مرحوم صاحب فصول نیز معتقد است که مادّۀ امر دو معنا دارد: یکی طلب و دیگری شأن؛ مانند «شَغَلَهُ أَمرٌ کَذا»؛ یعنی فلان کار، فلانی را به خودش مشغول داشته است.

نظر آیت‌الله بروجردی این است که مادّۀ امر، به معنای طلب و فعل است. مثلاً امر در جملۀ ﴿وَ ما  أمرُ  فِرعَونَ  بِرَشیدٍ﴾ به معنای فعل است؛ یعنی کار فرعون، عاقلانه نبود. ﴿فَلَمّا جاءَ أمرُنا﴾؛ یعنی هنگامی که کار شگفت‌انگیز پیش آمد. «شَغَلَهُ أَمرٌ کَذا»؛ یعنی فلان کار، او را به خودش مشغول ساخت و «وقَعَ أَمرٌ کَذا»؛ یعنی فلان کار پیش آمد.

در جلسات آینده، به نقد و بررسی این دیدگاه‌ها خواهیم پرداخت.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *