درس خارج اصول 92-93 جلسه 131

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه صد و سی و یکم درس خارج اصول

نظر مرحوم سیّد یزدی

مرحوم سید یزدی در مسأله 53 از کتاب عروۀ، قائل به إجزاء شده است. ایشان در مسأله 53 می­فرماید: اگر شخصی از مجتهدی تقلید کند وآن مجتهد فوت کند و سپس از مجتهد دوّمی تقلید کند و رأی این دو با هم متفاوت باشد، در این صورت مقتضای قاعده چه خواهد بود؟

لازم به ذکر است که این مسأله بعضاً در عبادات، معاملات و گاهی نیز در موضوعات خارجیّه مشاهده می‌شود. متن کامل مسأله 53 عروۀالوثقی این گونه است:

«إذا قلّد من یكتفی بالمرّة مثلاً فی التسبیحات الأربع و اكتفى بها أو قلّد من یكتفی فی التیمّم بضربة واحدة ثمَّ مات ذلك المجتهد فقلّد من یقول بوجوب التعدّد، لا یجب علیه إعادة الأعمال السابقة و كذا لو أوقع عقداً أو إیقاعاً بتقلید مجتهد یحكم بالصحّة ثمَّ مات و قلّد من یقول بالبطلان یجوز له البناء على الصحّة نعم، فیما سیأتی یجب علیه العمل بمقتضى فتوى المجتهد الثانی، و إمّا إذا قلد من یقول بطهارة شیء كالغسالة ثمَّ مات، و قلّد من یقول بنجاسته فالصلوات و الأعمال السابقة محكومة بالصحّة و إن كانت مع استعمال ذلك الشیء. و إمّا نفس ذلك الشیء إذا كان باقیاً فلا یحكم بعد ذلك بطهارته، و كذا فی الحلیّة و الحرمة فإذا أفتى المجتهد الأوّل بجواز الذبح بغیر الحدید مثلاً فذبح حیواناً كذلك فمات المجتهد و قلّد من یقول بحرمته فإن باعه أو أكله حكم بصحّة البیع و إباحة الأكل. و امّا إذا كان الحیوان المذبوح موجوداً فلا یجوز بیعه و لا أكله و هكذا»؛ شخص مکلّف از مجتهدی که تسبیحات اربعه را یکبار کافی می‌داند تقلید می‌کند و یا از مجتهدی تقلید کرده که در تیمّم یک مرتبه ضربه زدن را کافی می‌داند و حال آن مجتهد فوت کرده است، سپس مکلّف از مجتهد دیگری تقلید کرده است که او قائل به تعدّد در تسبیحات اربعه و تعدّد ضربت در تیمّم است.

مرحوم سیّد یزدی می‌فرماید: در اعمالی که در زمان مجتهد قبلی انجام داده اعاده لازم نیست. به عنوان مثال مکلّف از مجتهدی که وقوع نکاح و طلاق را صحیح می‌داند تقلید نماید، لکن پس از فوت مجتهد سابق، اگر مجتهد جدید بر بطلان عقد حکم نماید، مقلّد می‌تواند آن عمل سابق را صحیح بداند.

در ادامه ایشان می‌فرماید: اگر مکلّف از مجتهدی که قائل به یک ضربت در تیمّم باشد تقلید کرده و بعد مجتهد فوت نموده و مجتهد جدید قائل به دو ضرب دست برای تیمّم باشد، در این صورت آیا نسبت به اعمال سابقه باید اعاده نماید یا اعاده واجب نیست؟

مرحوم سیّد یزدی در عروۀ می‌فرماید: همان یک بار ضربه زدن کافی است.

تعلیقۀ سید حکیم بر متن عروه

مرحوم سیّد حکیم در این بخش از عروه، تعلیقه‌ای را ذکر کرده‌اند و وجوه و ادلّه‌ای بر عدم اجزاء بیان نموده‌اند. مرحوم حکیم می­فرماید: اگر رأی مجتهد متبدّل شد، مقتضای قاعده، اعاده اعمال سابق خواهد بود، که در این صورت باید قائل به عدم اجزاء گردید. امّا نسبت به مقلّد، گاهی مقلّد به اعلم رجوع می‌کند و در این صورت باید صحت اعمال سابق را با فتوای مجتهدی که اعلم و لاحق است مقایسه کند. اگر اعمال سابق موافق با فتوای اعلم بود، اعمالش صحیح است، امّا اگر اعمال سابق موافق با فتوای اعلم نبود در این صورت باید قائل به عدم اجزاء گردید.

دلیل مرحوم حکیم این است که قول مجتهد اعلم، هم ناظر به وقایع گذشته و هم ناظر به وقایع آینده است و به اقتضای سیرۀ عقلائیّه، تقلید از اعلم در صورت اختلاف فتوا واجب می‌شود؛ یعنی در این صورت نظر اعلم قطعاً نسبت به اعمال سابق نیز شرط است و این حکم در صورتی است که رجوع ما به مجتهد اعلم باشد. حال، اگر مجتهد جدید، اعلم نباشد، بنا بر نظر مرحوم سید، در این صورت نسبت به وقایع آینده، قول مجتهدی که به او رجوع کرده برای مکلّف حجت است، ولی نسبت به وقایع و اعمال گذشته اجزاء جاری است و آثار صحت اعمال سابق بر آن جریان پیدا خواهد بود. البته دو دلیل بر این مدّعا ارائه شده است؛ یعنی در صورتی که مجتهد معدول الیه (مجتهدی که به او عدول شده) اعلم نباشد، در این‌جا ملاک و مناط رجوع به او بر مبنای دو دلیل استوار خواهد بود:

  1. اجماع؛
  2. دوران بین تعیین و تخییر.

مرحوم سید می‌فرماید: اگر مناط و ملاک، اجماع باشد، در آن صورت قدر متیقن از اجماع حجیّت قول مجتهدی خواهد بود که نسبت به اعمال آتیه به او عدول کرده­ایم، ولی نسبت به اعمال سابق دلیلی بر حجیّت قول مجتهد حی و زنده وجود ندارد و لذا نسبت به اعمال سابق باید قائل به اجزاء گردید، چون دلیل بر خلاف نداریم و عسر و حرج نیز در مسأله وجود دارد.

امّا اگر مستند رجوع به مجتهد جدید، دوران امر بین تعیین و تخییر باشد، از آن رو که این یک اصل عقلی است و اصول عقلی نیز محکوم به اصل شرعی است، لذا اصل استصحاب حکم ظاهری را نسبت به اعمال سابقه لحاظ می‌کنیم. به این شیوه که بقای حکم ظاهری که در حیات آن مجتهد برای مقلد بود را بعد از فوتش نیز استصحاب می‌کنیم.

البتّه ایشان می‌فرماید: دوران بین تعیین و تخییر بر مبنای اصل عقلی درست است، ولی این در صورتی است که اصل شرعی وجود نداشته باشد. در مانحن فیه ولو دوران بین تعیین و تخییر وجود دارد، ولی چون در مقابلش اصل شرعی وجود دارد، لذا به اصل شرعی رجوع می‌کنیم.

بنابراین، ملاک و مناط در مانحن فیه، جریان استصحاب حکم ظاهری است که به وسیلۀ آن به اجزاء حکم می‌کنیم و استصحاب حکم ظاهری مقدم بر اصالـ]التعیین است. لکن پرسش کلیدی در این قول مطرح است و آن این است که چرا ایشان استصحاب حکم ظاهری را مطرح کرده است، نه استصحاب حجیت؟

مرحوم سیّد مبنایی دارد بدین نحو که حجیّت، از حکم ظاهری انتزاع می‌شود، لکن حجیّت ابتدائاً مجعول نیست و همین مبنا باعث می‌شود که ایشان ابتداءً حکم ظاهری را مطرح نماید. لکن گفتیم که دو بحث در مسأله مطرح است: یکی تبدّل رأی مجتهد و دیگری تبدّل تقلید. گاهی مجتهدی بر مسأله­ای فتوا می­دهد و بعد از مدتی فتوایش تغییر پیدا می‌کند، حال این سؤال مطرح می‌شودکه آیا رأی سابق مجتهد نسبت به رأی جدیدش مجزی است یا خیر؟

و گاهی تبدّل در تقلید است، مثل این که شخصی از مجتهدی تقلید ­کرده و حکم آن مجتهد بر گفتن یک بار تسبیحات اربعه بوده است و بعد آن مجتهد فوت کرده و مکلّف به مجتهد دیگری رجوع نموده که تعدّد را در تسبیحات اربعه حکم کرده است، حال باید دید آیا در این دو مسأله می­شود وجه تمایزی قائل شد؟

مرحوم حکیم در تعلیقۀ خود بر مسالۀ تبدل رأی می­فرماید: ممکن است گفته شود: مجتهد به رأی لاحقش عمل کند؛ یعنی رأی سابق قابل عمل کردن نیست و لذا در باب تبدل در اجتهاد اعاده لازم است و اجزاء جریان ندارد، لکن در باب تبدّل در تقلید اجزاء جریان دارد، چون عسر و حرج پیش می‌آید و به همین علّت مرحوم سید در مسأله 53 عروۀالوثقی قائل به اجزاء شدند. پس مرحوم حکیم نیز نظر مرحوم سید یزدی را تقویت نموده‌اند.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/12/osoul-92-131.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/12/osoul-92-131.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *