درس خارج اصول 92-93 جلسه 130

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه صد و سی ام درس خارج اصول

تنبیه سوم: اجزاء یا عدم اجزاء در تبدل اجتهاد و تبدل تقلید

گاهی تبدل در اجتهاد پیش می‌آید؛ بدین نحو که بعد از مدتی رأی و فتوایی که مجتهدی قبلاً اختیار کرده دچار تغییر می­گردد، که این تغییر را تبدل در رأی مجتهد می‌گویند. باید دید آیا در این صورت، اجزاء مطرح است یا عدم اجزاء؟

صورت دوم، تبدل در تقلید است؛ مانند این که فردی از یک مرجع میّت، به مجتهد حی رجوع کرده و یا از یک مجتهد زنده به مجتهد زندۀ دیگری عدول کرده است، اعم از این که در موارد وجوب عدول باشد یا در موارد جواز از عدول، در این‌جا تبدّل در تقلید مطرح است، که باید دید آیا در این صورت نیز اجزاء مطرح است یا خیر؟

از کلام مرحوم شیخ استفاده می‌شود که ایشان می‌فرماید: میان این دو باب، ملازمه وجود دارد. چنانچه قائل شویم که اجتهاد اوّل به واسطه اجتهاد دوّم برای مجتهد نقض می­شود، که عدم اجزاء مطرح است، و اگر تقلید اوّل به واسطۀ تقلید دوّم نقض می‌شود در این‌جا نیز عدم اجزاء مطرح است.

یعنی اگر مجتهد حجیت­اش تغییر یابد، باید اعمال سابق را با حجیت فعلیه مقایسه نماید، اگر موافق بود فبها والاّ مسأله فرق خواهد کرد. هم‌چنین در صورت تبدل تقلید، مقلد باید اعمال سابق را با رأی دوّم مقایسه و ارزیابی کند، که اگر موافق در آمد، مسأله تمام است و اگر مخالف شد قطعاً نتیجه عدم‌الاجزاء خواهد بود.

در این مسأله مرحوم غروی اصفهانی با مرحوم شیخ مخالفت کرده و در تبدل اجتهاد قائل به عدم‌الاجزاء شده است، منتها در پایان نظریاتش معاملات را استثنا کرده است، ولی در تبدّل در تقلید قائل به اجزاء شده و  بر ملازمۀ شیخ انصاری اشکال نموده است. لذا بنا بر نظر مرحوم غروی اصفهانی; باید گفت: در این‌جا دو باب وجود دارد: یک باب تبدّل در اجتهاد و باب دیگر تبدّل در تقلید.

نظر مرحوم شیخ

نظر شیخ این است که می‌فرماید: در باب رأی مجتهد و در باب طرقی که برای مجتهد قائم می‌شود، ملاک در هر دو باب طریقیّت است؛ یعنی هم در تبدل در اجتهاد و هم در باب تبدّل در تقلید، ملاک هر دو طریقیّت است. لذا وقتی مبنا طریقیّت بود، رأی دوم نسبت به همۀ اعمال سابق، طریق می‌شود، که در این صورت قطعاً اگر مقلد به مجتهد دیگری رجوع کند، قول مجتهد لاحق برای مقلدانش، هم­چون اماره و طریق است، در واقع طریق لاحقی است که برای مجتهد قائم می‌شود.

بنابراین، طبق نظر شیخ همان طور که مقتضای قاعده در تبدل اجتهاد عدم‌الاجزاء است، مقتضای قاعده در تبدّل در تقلید نیز عدم‌الاجزاء خواهد بود.

نظر مرحوم غروی اصفهانی

مرحوم غروی اصفهانی فرمود: در تبدّل در تقلید عدم‌الاجزاء مطرح نیست و مطلقاً اجزاء جریان دارد. نکته­ای که در کلام ایشان وجود دارد این است که ملازمه‌ای بین باب تبدّل اجتهاد و تبدّل در تقلید وجود ندارد.

در تبدّل تقلید، رأی مجتهد دوّم از اوّل حجت نبوده است، ولی در تبدّل در اجتهاد، رأی دوّم از اوّل دارای حجیت بوده است. مثلاً مجتهدی بعد از فحص و عدم دسترسی به مخصّص، به عموم عمل کرده است، لکن بعد از این که به مخصّص دست یافت و نظرش تغییر یافت این مخصّص اگر در زمان سابق به دست مجتهد می‌رسید، حق این بود که نمی‌توانست به عموم عام عمل کند. بنابراین، اصل، عمل به مخصّص است، ولی مخصّص به مجتهد نرسیده بود، زیرا اگر مخصّص به دست مجتهد می‌رسید، طبق مخصّص عمل می‌کرد و در این مسأله حجّت از اوّل وجود داشته و اجزاء جریان ندارد.

اما در باب تقلید اگر مکلّف از مجتهدی تقلید کرده و پس از فوت مجتهد و رجوع به مجتهد جدید، فرض این است که مجتهد اوّل اعلم از مجتهد دوّم بوده است، لذا قول مجتهد دوّم در زمان تقلید مقلد، از اوّل برای مقلّد حجّت نبوده است و تنها نسبت به رأی لاحق دارای اعتبار است. در این شق حجیّت از اوّل مفروض نبوده و اجزاء جریان دارد؛ پس ملازمه‌ای میان باب تبدّل در اجتهاد و تبدّل در تقلید وجود ندارد.

اشکال مرحوم غروی به کلام شیخ

شیخ فرمودند: بنا بر طریقیت، رأی دوّمِ مجتهد حجّت است و رأی اوّل مجتهد از حجیّت افتاده است. مرحوم غروی اصفهانی اشکالی به بحث طریقیّت وارد می­کنند و آن این که، باب اجتهاد و تقلید باب طریقیّت نیست، چرا که اگر طریقیّت باشد، کلام شیخ صحیح است، امّا آنچه از ادلّه تقلید استفاده می‌شود، نیابت مجتهد از مقلّد در استنباط احکام شرعیّه است. در واقع مجتهد به نیابت از مقلد تحقیق و تفحّص می‌کند و وظیفه مقلّد را به او می‌گوید. مرحوم شیخ می‌فرماید: هم در تبدّل در اجتهاد و هم در تبدّل در تقلید طریقیّت مفروض است، ولی مرحوم اصفهانی می‌فرماید: مخصوصاً در صورت دوّم، طریقیّت مطرح نیست، چون مجتهد جای مقلّد نشسته است و مجتهد به نیابت از مقلّد، تحقیق و تفحّص می‌کند و نتیجه را به مقلّد می‌گوید. از این رو، چون طریقیّت در کار نیست، لذا ملازمه‌ای نیز در بین نخواهد بود.

نقد اشکال مرحوم محقّق اصفهانی

مقدّمۀ مرحوم غروی اصفهانی مبتنی بر این امر است که ما جواز رجوع از مجتهد میّت به مجتهد حی و حتی جواز رجوع به مجتهد غیر اعلم را بپذیریم، چون اگر فتوای مجتهد میت و حی تعارض داشته باشند، قطعاً حکم به تساقط می‌شود و در این‌جا باید سراغ اعلم رفت، لذا تمام ادلّۀ لفظیه از شمول هر دو فتوا دارای قصور خواهد بود. در منطق گفته شده است: تعارض دو امر به این معنی است که هم عرضِ یکدیگرند. در این‌جا وقتی دو چیز باهم متعارضند؛ یعنی هم عرض­اند و لذا هر دو ساقط می‌شوند، پس در این‌جا دلیلی وجود ندارد و ادلّۀ لفظیه قاصر از آن است که برای ما روشن کند وقتی دو فتوا با هم مساوی هستند بتوانیم یک از آن دو را اخذ کنیم. لذا نتیجه بالضروره تقلید از اعلم مورد نظر خواهد بود؛ زیرا سیرۀ عقلائیّه ما را بر پیروی از اعلم ترغیب می‌کند.

حاصل فرمایش مرحوم غروی اصفهانی این است که با وجود این که اعلم فضلیت دارد و ما می‌توانیم فتوای مفضول را نسبت به افضل اخذ کنیم؛ لذا فرمایش ایشان در جواب شیخ مورد قبول نیست.

در این‌جا حق با مرحوم شیخ است، چون دو دلیل داریم:

  1. دلیل لبّی، که همان سیرۀ عقلائیّه است؛
  2. دلیل لفظی.

در باب رأی مجتهد مستفاد از هر دو دلیل، چه دلیل لبّی و چه دلیل لفظی، باید قائل به طریقیّت شد، امّا از جهت سیرۀ عقلائیه باید: گفت شکی نیست که نظر عقلا بر این است که رأی خبره و کارشناس کاشف از واقع خواهد بود، لذا تمایز و فرق در این است که در باب خبر ثقه، اخبار است و در باب رأی مجتهد، رأی است؛ یکی حسّی و دیگری حدسی است والاّ در هر دو، بنای عقلا بر این است که رأی خبره کاشف از واقع است.

باید اذعان نمود، دلیلی بر مطلب مرحوم غروی اصفهانی نداریم که نقش مجتهد نقش نیابتی باشد، امّا دلیل لفظی، آیۀ نفر است. حال سؤال این است که چگونه از آیه نفر نیابت فهمیده می‌شود، آیه نفر دالّ بر حجیّت خبر ثقه است و بر حجیّت رأی فقیه و مجتهد نیز دلالت می‌کند و از آیه نفر، طریقیّت فهمیده می‌شود نه این که نیابت مجتهد از مقلّد فهمیده شود.

یا در موضوع روایاتی که در این باب وارد شده است، مثلاً می‌توان به این روایت اشاره نمود، که «یونس بن عبدالرحمان ثقة، خذ عنه معالم دینک»، که در آن طریقیت فهمیده می‌شود، نه نیابت.

از این­رو به نظر می‌رسد چه در باب تبدّل در اجتهاد و چه در باب تبدّل در تقلید حق با مرحوم شیخ باشد و رأی عدم‌الاجزاء است و کلام مرحوم غروی اصفهانی قابل خدشه است.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/12/osoul-92-130.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/12/osoul-92-130.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *