درس خارج اصول 92-93 جلسه 117

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه صد و هفدهم درس خارج اصول

در جلسه گذشته درباره محل نزاع در اجزاء بحث کردیم و گفته شد: از عبارات بسیاری از علمای متأخر بر می­آید که آنها نزاع در بحث اجزاء را، اختصاص به دو امر داده‌اند: یکی طبیعت در حال اختیار و علم، و دیگری طبیعت در حال اضطرار و جهل.

نظر امام خمینی; در این‌جا این است که محل نزاع، یک امر است «امر الواحد تعلّق بالطبیعة»، منتها اختلاف در مصادیق و افراد آن به حسب حال اختیار و اضطرار یا به حسب حال علم و جهل است. بنابراین، این طور نیست که ما دو امر در مسئله داشته باشیم.

به نظر می‌رسد حق با حضرت امام باشد که محل نزاع در اجزاء یک چیز است و آن امر واحدی است که تعلّق به طبیعت گرفته و اختلاف نیز در مصادیق آن است، لذا ما دو امر نداریم که یکی به صلاۀ مقیّد به طهارت مائیۀ در حال اختیار و دیگری به صلاۀ مقیّد به طهارت ترابیۀ در حال اضطرار تعلّق بگیرد، بلکه مأتیٌّ به یک چیز است و آن طبیعت کلی است که افراد و مصادیق متعدّد دارد.

  1. ورود در بحث

ما در بحث اجزاء در چند مقام بحث می‌کنیم:

مقام اوّل: اتیان المأموربه هل یجزی عن امره ام لا؟ یعنی آیا اتیان مأموربه مجزی از امر خودش هست یا خیر؟ مانند این که، اگر ما نماز را در حال اختیار و با طهارت مائیه خواندیم، آیا لازم است دوباره تکرار کنیم؟ یعنی امری که  وادار کرد ما را که صلاۀ را انجام دهید آیا با اتیان صلاۀ، امر نیز ساقط می‌شود یا این که ما باید همان امر را دوباره انجام دهیم؟ حتی به امر اضطراری، مانند این که ما مضطر بودیم و در حالی که باید نماز را با طهارت ترابیّه می­خواندیم، با تیمّم خواندیم، آیا همان امر اضطراری را باید دوباره انجام دهیم یا این که اتیان نماز با طهارت ترابیّه مجزی است؟

در امر ظاهری هم همین طور است؛ مانند این که، اگر با لباسی که طهارتش را از طریق استصحاب درست کردیم نماز خواندیم، آیا لازم است دوباره به امر ظاهری نیز خوانده شود؟ پس بحث این‌جا ست که آیا اتیان مأمورٌ به مجزی از امر خودش هست یا خیر؟

مقام دوم: اتیان المأموربه بالامر الاضطراری هل یجزی عن الامر الاختیاری أم لا؟ یعنی مثلاً اگر نماز را با طهارت ترابیه خواندیم، آیا نماز با امر اضطراری مجزی از امر واقعی هست یا خیر؟

مقام سوم: اتیان المأموربه بالامر الظاهری هل یجزی عن الأمر الواقعی أم لا؟؛ یعنی وقتی مأمورٌ به را به امر ظاهری به جا آوردیم و بعد کشف خلاف شد، آیا مجزیِ از امر واقعی هست یا خیر؟ مثلاً با لباسی که با استصحاب بقاء طهارت بر  پاکی آن حکم کردیم و نماز خواندیم، بعد متوجه شدیم که نجس بوده، آیا نمازی که خواندیم مجزی از امر واقعی هست یا خیر؟

پس این بحث در سه مقام مطرح می‌شود.

  1. مقام اوّل: آیا اتیان مأمورٌ به مجزی از امر خودش هست یا خیر؟

مرحوم آخوند در توضیح مقام اوّل می‌فرماید: اجزاء در این مقام، چه امر واقعی باشد یا غیر واقعی، یک امر عقلی و بدیهی است. عقل انسان حکم می‌کند، نمازی که خوانده شده، دیگر نیازی به أداء ندارد و فرقی نمی‌کند که نمازِ خوانده شده اتیان مأمورٌ به به امر واقعی باشد یا به امر اضطراری؛ یعنی لازم نیست نمازی را که با طهارت ترابیّه خوانده شده است را مجدداً با طهارت ترابیّه بخوانیم، در واقع این کار لغو است.

  1. قول به جواز امتثال بعد از امتثال

عدّه‌ای ادّعا کرده‌اند: روایاتی داریم که به ما اجازۀ امتثال بعد از امتثال را می‌دهند. یک دسته از روایات بر جواز اعادۀ نماز جماعت برای کسی که نمازش را فرادا خوانده، وارد شده است؛ مانند صحیحة هشام بن سالم، عن أبی عبدالله7: قال فی الرجل یصلّی وحده، ثمّ یأتی جماعة، قال: «یصلّی معهم ویجعلها فریضة إن شاء»؛ حضرت دربارۀ کسی که نمازش را فرادا خوانده و سپس نماز جماعت برگزار شده، فرمودند: نماز را به جماعت بخواند و آن را به عنوان فریضه به حساب آورد.

روایت دیگر: عن أبی عبدالله7 فی الرجل یصلّی الصلاة وحده، ثمّ یجد جماعة، قال: «یصلّی معهم و یجعلها الفریضة»؛ حضرت دربارۀ شخصی که نماز را به فرادی خوانده و سپس نماز جماعت تشکیل شده است، می‌فرمایند: نماز را به جماعت بخواند و آن را از فریضه قرار دهد.

هم­چنین، صحیحة زرارة، عن أبی جعفر7 فی حدیث، قال: «لاینبغی للرجل أن یدخل معهم فی صلاتهم و هو لاینویها صلاة، بل ینبغی له أن ینویها، و إن كان قد صلّى فإنّ له صلاة اخرى». در این روایت هم مانند روایات قبلی امام7 می‌فرماید: باید نماز را نیّت فریضه کند، اگر چه قبلاً نیز نیّت کرده بود.

دستۀ دوم از روایات در باب اعادۀ نماز جماعت با اهل سنّت است. چندین روایت دلالت می‌کند که اگر کسی نمازش را فرادا بخواند و پس از آن در جماعت اهل سنّت شرکت کند، ثواب و فضیلت فراوانی کسب می‌کند.

صحیحة عمر بن یزید، عن أبی عبدالله7 أنه قال: «ما منكم أحد یصلّی فریضه: فی وقتها ثمّ یصلّی معهم صلاتاً تقیّه و هو متوضّئ إلّا كتب الله له بها خمساً و عشرون درجة فارغبوا فی ذلك» نمازی خواندید به صورت فرادی، سپس به مسجد اهل سنّت رسیدید، در آن‌جا هم تقیةً و در حالی که وضو دارید نماز بخوانید. در این‌جا خداوند، پاداش نیز می‌دهد. از این روایت هم استفاده می‌شود که امتثال بعد از امتثال مانعی ندارد.

هم­چنین، عن عبداللّه بن سنان، عن أبی عبداللّه7 أنّه قال: «ما من عبد یصلّی فی الوقت و یفرع ثمّ یأتیهم و یصلّی معهم و هو علی وضوء، إلّا کتب اللّه له خمساً و عشرون درجة»؛ امام صادق7 می‌فرماید: هیچ بنده‌ای نیست مگر این که نمازش را در وقت می‌خواند، سپس در حالی که وضو دارد، با اهل سنّت در نماز جماعت شرکت می‌کند، خداوند برای وی بیست و پنج درجه می‌نویسد.

دسته سوّم از روایات در باب اعادۀ نماز آیات است.

صحیحة معاویة بن عمار، قال: قال أبوعبدالله7: «صلاة الكسوف إذا فرغت قبل أن ینجلی فأعد». در این روایت حضرت می‌فرماید: نمازت را قبل از این که خورشید گرفتگی پایان یابد اعاده کن.

  1. نقد این قول

 این سه دسته از روایات دلالت بر امتثال بعد از امتثال ندارند و مدّعای قائلین را ثابت نمی‌کنند. در روایت اوّل، نمازی که خوانده می‌شود به داعی امر استحبابی است که نماز جماعت باشد نه امر وجوبی؛ اگر مراد امر وجوبی باشد، حتماً نظر به قضای نماز دارد نه این که منظور نمازی باشد که به امر واقعی خوانده شده است. پس این روایت هیچ گونه نظری بر این که دلالت داشته باشد بر اتیان مأمورٌ به در مرحله دوم به داعی امر اوّل ندارد.

قائلین به این قول به روایت دیگری از ابی بصیر استناد کرده‌اند، که آن روایت این گونه است: قلت لأبی عبدالله7: اُصلّی ثمّ أدخل المسجد فتقاما لصلاة فقد صلّیت، فقال: «صلّ معهم یختار الله احبّهما الیه»؛ می‌گوید: نمازم را خواندم و بعد از آن وارد مسجد شدم، نماز اقامه شد و سپس نماز را به جماعت خواندم. امام7 فرمودند: نمازت را بخوان، خدا هر کدام که محبوب‌تر است را انتخاب می‌کند؛ یعنی دومی را که نزد خدا محبوب‌تر است اختیار می‌کند؛ در واقع دوّمی اتیان مأمورٌ به است.

 درجواب از این قول باید گفت که اوّلاً: سند این روایت ضعیف است؛ و ثانیاً: دلالت بر مدّعا ندارد و فقط بحث ارجحیّت و افضلیت را مطرح کرده و مشخص است که نماز جماعت نزد خدا، محبوب‌تر از نماز فرادا است و این ارجحیت، از باب تفضّل است نه از روی استحقاق.

دسته دوّم از روایات نیز در مقام تقیّه هستند و اعاده هم به همین خاطر است، نه به داعی امر اوّل.

و اما دستۀ سوّم از روایات اگر چه ظهور در وجوب دارد، منتها ظاهر اراده نشده است؛ پس چه طور می‌تواند ظهور در وجوب داشته باشد، در حالی که عقل ما مستقلاً به لغویت امتثال وجوبی بعد از امتثال اوّل حکم می‌کند. بنابراین، چاره‌ای نداریم جز این که ظهور «فَأَعِد» را در استحباب بدانیم؛ پس استناد به این روایات صحیح نیست.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/12/osoul-92-117.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/12/osoul-92-117.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *