درس خارج اصول 91-92 جلسه 60

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه شصتم درس خارج اصول

استعمال لفظ در اکثر از یک معنا در دو مرحله، قابل بحث است:
1. عالم ثبوت؛ 2.عالم اثبات.

در مرحله اول که عالم ثبوت است، بحث در باب امکان عقلی است که آیا عقلاً استعمال یک لفظ در اکثر از یک معنا ممکن است یا مستحیل؟

اگر قائل به استحاله باشیم و بگوییم چنین امری عقلاً محال است، دیگر بحث به مرحله بعدی سرایت پیدا نمی­کند؛ چنانچه مرحوم آخوند و بعضی دیگر از بزرگان این نظر را قبول دارند.

اما اگر قائل شدیم عقلاً در عالم ثبوت، استعمال لفظ در اکثر از یک معنا ممکن است در اینجا نوبت به عالم اثبات می­رسد؛ ولی حال که عقلاً چنین امری ممکن است آیا واضع اجازه داده که ما لفظ را در استعمال واحد در بیشتر از یک معنا به کار ببریم؟

المطلب الثانی: ادلة القائلین باستحالة استعمال اللفظ لأکثر من معنی

  1. نظر آخوند خراسانی: مرحوم آخوند خراسانی معتقد است که استعمال لفظ در بیش از یک معنا عقلاً محال است.
  2. قول محقق نائینی: ایشان می­فرمایند: استعمال لفظ در بیش از یک معنا محال است. به این معنا که نفس انسانی قدرت آن را ندارد که از یک لفظ در آنِ واحد بیش از یک معنا را تصور کند. در واقع، بساطت انسان، مانع تصور بیش از یک معنا از یک لفظ در آنِ واحد می­شود و فقط خداوند متعال است که می­تواند در آنِ واحد به معانی متکثر توجه داشته باشد، ولی انسان به دلیل محدودیتی که دارد همچین قابلیتی را ندارد.

محقق نائینی; بحث را مرتبط به معنا کردند بر خلاف مرحوم آخوند که بحثشان بر روی لفظ بود.

اشکال کلام محقق نائینی

در اینجا بین عالم ماده و مجردات خلط شد. روح و نفس انسان یک تجردی دارد و در عالم مجردات یک سعه وجودی هست. وقتی سعه­ای در نفس انسان وجود دارد؛ یعنی نفس ما در آنِ واحد می­تواند معانی مختلفی را تصور کند. بنابراین، استعمال یک لفظ و اراده بیش از یک معنا در نفس انسان اشکالی ندارد.

  1. نظر محقق عراقی: مرحوم آقا ضیاء عراقی; می­فرماید: لفظ جنبۀ علامیت برای معنا ندارد، بلکه جنبه مرآتیت برای آن دارد. ایشان معتقد است که لفظ مرآت است برای معنا؛ یعنی همانگونه که مرآت، لحاظش لحاظ تبعی است، صورت و چهره­ای که در آینه دیده می­شود، ملحوظ استقلالی است. مرآت «ما به ینظر» است، منتهی خود آینه جنبه مرآتیت دارد و لحاظش تبعی است، اما آن صورتی که در آینه دیده می­شود، ملحوظ استقلالی است. در واقع، خود لفظ، ملحوظ تبعی است و جنبۀ مرآتیت دارد، اما معنا به مانند صورت در آینه، ملحوظ استقلالی است. پس لفظ، مرآت است برای معنا و ملحوظ معنا استقلالی است. پس دو ملحوظ در کار است؛ یک ملحوظ تبعی و یک ملحوظ استقلالی؛ یعنی خود لفظ ملحوظ تبعی است و معنا در لفظ، ملحوظ استقلالی است.

محقق عراقی در ادامه می­فرماید: ملحوظ تبعی یک ملحوظ استقلالی را نشان می­دهد. لفظ، یک معنا را نشان می­دهد، اگر قرار باشد معنای دیگری را هم نشان بدهد، دو ملحوظ استقلالی می­شود. وقتی دو ملحوظ استقلالی شود، تعدد دو لحاظ آلی و مرآتی بر ملحوظ واحد، محال است؛ برای اینکه یک لحاظ آلی که همان لفظ است وجود دارد، اما لحاظ استقلالی در این بین، بیشتر از واحد است و لازمه­اش این است که یک لحاظ تبعی دیگری هم باشد که مربوط به آن ملحوظ استقلالی دوم است و این امکان ندارد؛ چون تعدد دو لحاظ تبعی و آلی در ملحوظ واحد، محال است.

پاسخ مرحوم محقق عراقی: نمی­توان این ملازمه را پذیرفت؛ زیرا وقتی می­گویید لفظ ملحوظ تبعی است نمی­تواند دو ملحوظ استقلالی را نشان دهد، اگر بخواهد نشان بدهد لازمه­اش تعدد لحاظ تبعی است و این ملازمه ثابت نشده است. لذا ممکن است ما یک لحاظ تبعی داشته باشیم که چند معنا را نشان دهد.

بنابراین، اثبات این ملازمه که اگر چنانچه ملحوظ استقلالی بیشتر از یکی شود لازمه­اش این است که ملحوظ تبعی هم بیش از یکی شود، چگونه خواهد بود؟

پس اگر ملحوظ تبعی که ملحوظ واحدی است بخواهد ملحوظ استقلالی متعددی را نشان دهد، مانعی ندارد.

  1. قول محقق اصفهانی: مرحوم شیخ محمد حسین اصفهانی می‌فرماید: استعمال لفظ در اکثر از یک معنا عقلاً محال است.

ایشان می­فرماید: ما یک ایجاد داریم و یک وجود. وقتی می­گویید «جئت بعینٍ» موجد یک لفظ هستید و لفظ را ایجاد کردید. حال وجود معنا، وجود تنزیلی و بالتبع است. پس معنا، وجود ذاتی نداشته و وجود آن تبعی است.

مرحوم محقق اصفهانی سپس می­فرماید: ایجاد، وقتی واحد باشد، وجود هم واحد خواهد بود؛ یعنی ایجاد منصوب به فاعل است و وجود منصوب به ماهیت. وقتی شما چیزی را ایجاد می­کنید، ایجاد واحد است، و آن چیزی که در عالم وجود، وجود پیدا می­کند، مربوط به عالم ماهیت است و آن هم واحد است.

لذا وقتی ایجاد واحد است، وجود هم واحد می­شود؛ یعنی وقتی لفظ، واحد است وجودش هم در عالم معنا و ذهن باید واحد باشد؛ چون نمی­شود که ایجاد و وجود تغایر باشد.

پس لفظی که ایجادش واحد است نمی­تواند معنایش که وجود تنزیلی لفظ است متعدد باشد. بنابراین، امکان ندارد ایجاد واحد باشد و وجود متعدد باشد؛ یعنی وقتی لفظ واحد است معنا نمی­تواند متعدد باشد.

اشکال کلام مرحوم محقق اصفهانی

در اینجا بین عالم تکوین و عالم اعتبار خلط شده است. همه بحث‌های ما در عالم اعتبار است، نه در عالم تکوین. چه اشکال دارد در عالم اعتبار بگوییم «جئنی بعینٍ» و معانی متعددی را اعتبار کنیم؟ بنابراین مبنای محقق اصفهانی در باب لفظ و معنا که مربوط به عالم اعتبار است، قیاس مع­الفارق است.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/09/osoul-91-60.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/09/osoul-91-60.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *