درس خارج اصول 91-92 جلسه 54

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه پنجاه و چهارم درس خارج اصول

روایات

دلیل تبادر و صحت سلب را بیان کردیم، دلیل سومی که مرحوم آخوند در کفایه بیان می­کند دو دسته از اخبار و روایات است. دسته اول مثل «الصلاة قربان کل تقی» و «الصلاة معراج المؤمن» و… .

ایشان می‌فرماید کدام نماز است که آثار معراجیت را برای مؤمن به دنبال داشته باشد؟ قطعاً این روایات دلالت می­کند بر اینکه این آثار برای مسمّای نماز است. پس صلاة در برابر معنای صحیح، وضع شده؛ چون خواصی که برای نماز در روایات ذکر شده برای صلاة صحیح است، نه صلاة فاسد. اینجا نه مجاز در اسناد است و نه مجاز در کلمه، بلکه حقیقت است.

روایات دیگری که بیان می­کنند روایاتی مانند «الصوم جنة من النار؛ روزه سپر آتش است» می­باشد و منظور از روزۀ سپر آتش، روزه­ای است که صحیح باشد.

ممکن است اشکال شود که در اینجا مجاز در حذف، اتفاق افتاده باشد؛ یعنی یک عنوان «صحیح» در تقدیر گرفته شود؛ مثلاً گفته شود «الصلاة «الصحیحه» معراج المؤمن» لذا صلاة هم می­تواند اسم برای صلاة صحیح باشد و هم اسم برای صلاة فاسد؛ هر چند که این آثار مخصوص صلاة صحیح است.

جواب مرحوم آخوند: در تقدیرگرفتن عنوان «صحیح» در روایات بر خلاف ظاهر است؛ چون صلاة در روایات، ظهور در حقیقت دارد. به تعبیر دیگر، اصالة الحقیقة، حاکم است.

در نتیجه مرحوم آخوند می­فرمایند: در این­گونه روایات، لزومی ندارد که چیزی در تقدیر گرفته شود؛ چون منظور طبیعت صلاة است.

اشکال به کلام آخوند

آیا این کلام مرحوم آخوند قابل قبول است؟

چون در جایی از اصالة الحقیقة و اصالةالاطلاق استفاده می­کنیم که شک در مراد داشته باشیم؛ مثلاً مولی فرموده اعتق رقبة. حال نمی­دانیم مراد مولی رقبة مؤمنه بوده یا اعم از مؤمن و غیر مؤمن. یا مولی کلمه اسد را به کار برده و ما نمی­دانیم منظور مولی، رجل شجاع است یا حیوان مفترس، در این دو مورد شک در مراد است؛ و حال آنکه در ما نحن فیه، شک در مراد وجود ندارد؛ چون مراد و مقصود مشخص است. اصلاً اصالةالحقیقة و اصالة الاطلاق در این­گونه موارد به کار نمی­رود؛ چرا که ما می­دانیم نماز صحیح، معراج مؤمن است و نماز فاسد اثر معراجیت ندارد. لذا بحث در اینجا بر سر وضع و لغت است، نه مراد.

اشکال حضرت امام در «تهذیب الاصول»

مرحوم آخوند در کفایه آنجایی که راجع به صلاة از باب اینکه جامع بین اجزاء و شرایط است بحث می­کند وقتی به قصد وجه می­رسد می‌فرماید: قصد وجه را شارع نمی­تواند در مأموربه دخالت دهد، بلکه عقل است که حکم می­کند بر اینکه در صلاة، قصد وجه شرط هست یا نه.

مرحوم امام می­فرماید: این امر نشان می­دهد که صلاة علت تامه برای این آثار و خواص نیست؛ چه صلاة صحیح و چه صلاة فاسد. مثلاً شما می­فرمایید «الصلاة تنهی عن الفحشاء و المنکر»، آیا این صلاة از باب علیت تامه، ناهی از فحشا و منکر است؟

یا مثلاً وقتی می­گوییم «الصلاة معراج المؤمن»، آیا هر کس نماز بخواند این نماز، معراجیت را برای او در پی دارد؟ حضرت امام می­فرماید: خیر، صلاة مقتضی این آثار است، نه اینکه علیت تامه در وجود این آثار و خواص باشد. صلاة اقتضای معراجیت برای مؤمن را دارد. این خصوص صلاة صحیح نیست، بلکه صلاة فاسد هم همین­طور است؛

در صلاة فاسد هم ممکن است این اقتضاء وجود داشته باشد. حالت معراجیت از باب اقتضاء، چه در صلاة صحیح چه در صلاة فاسد علی‌السویه است.

دسته دوم از اخبار

تعبیر مرحوم آخوند از این دسته از اخبار، اخبار نافیه است.

مثلاً در روایتی آمده است: «لا صلاة الا بفاتحه الکتاب» یا «لا صلاة الا بطهور» از این روایات، معلوم می­شود که نمازی که بدون وضو یا فاتحه الکتاب باشد، نماز نیست. در واقع به صلاة فاسد، صلاة گفته نمی­شود.

این نوع روایات نافیه، نفی حقیقت و طبیعت صلاة را می­کنند، لذا از این­گونه روایات می­فهمیم که نمازهای فاسده، نماز نیستند و اطلاق صلاة بر آنها درست نیست.

اشکال: چه اشکالی دارد که در اینجا هم کلمه­ای را در تقدیر بگیریم و بگوییم «لاصحـ]» و «لا کمال» لصلاة الاّ بفاتحه الکتاب؛ یعنی نماز بدون فاتحه الکتاب، نماز هست، اما نماز صحیح نیست، نماز کامل نیست.

مرحوم آخوند می­فرماید: تقدیرگرفتن خلاف ظاهر است؛ چون صلاة در اینجا در معنای خودش ظهور دارد.

اشکال: همان بیان قبلی در اینجا نیز جاری است؛ برای اینکه اصالـ]الحقیقـ] در جایی به­کار می­رود که شک در مراد داشته باشیم و در اینجا شک در مراد نیست. ما می­دانیم که نماز بدون وضو باطل است. با اصالـ]الحقیقـ] نمی­توان استعمال را درست کرد، بعد گفته شود این استعمال در معنای حقیقی محرز است و اینکه «نماز بدون وضو باطل است»، صحیح است، منتهی شما باید ثابت کنید که به این نمازی که بدون وضو خوانده شده است، نماز نمی­گویند. پس اطلاق صلاة می‌شود، ولو بر صلاة فاسد. علاوه بر این، اگر کسی نسیاناً یا اضطراراً فاتحـ]الکتاب را نخوانده باشد آیا نمازش فاسد است؟ در پاسخ می‌گویند: خیر، بلکه این نماز صحیح است.

حال با توجه به روایاتی همچون «لا صلاة لجار المسجد الا فی المسجد» اگر شخصی در منزل نماز بخواند آیا حقیقتاً نمازش باطل است؟ به علاوه که ما مأموریم بر اساس سنت پیامبر، نوافل را در منزل بخوانیم تا خانواده هم با نماز مأنوس شوند.

نفی حقیقت، دو نوع است: 1. نفی حقیقی حقیقت و ماهیت؛ 2. نفی ادعایی و تنزیلی حقیقت و ماهیت.

در مورد فوق، نفی ادعایی حقیقت، صورت گرفته است؛ یعنی وقتی شما می­گویید: «لا صلاة لدار المسجد الا فی المسجد» خواندن نماز، نازل منزله نخواندن نماز است؛ چون ثوابی را که در مسجد به نماز داده می­شود، درک نکرده است، نه اینکه حقیقتاً طبیعت نماز، سلب شده باشد. اینجا از باب ادعا و تنزیل است و مبالغه هم همین است. تا اهمیت فضیلت نماز در مسجد را برساند لذا این اشکال وجود دارد و نمی­توان گفت که این اخبار و روایات نافیه، دلیل بر نفی حقیقت صلاة هستند.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/09/osoul-91-54.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/09/osoul-91-54.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *