درس خارج اصول 91-92 جلسه 50

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه پنجاهم درس خارج اصول

توجیه وجود قدر جامع بنا بر قول صحیحی­ها «نظریه محقق اصفهانی»

مرحوم محقق اصفهانی با تکیه بر این مطلب خود که اگر قائل به صحیح شوید می­توانید قدر جامع فرض کنید، می­فرماید: موضوع له دو نوع است: 1. موضوع له از قِبَل ماهیات حقیقیه است؛ مانند «انسان»؛
2. موضوع له از نوع ماهیات مرکب از حقایق مختلف است؛ مانند «صلاة».

در واقع صلاة از نوع ماهیاتی است که مرکب از چند ماهیت است و حقیقت واحدی را نمی­توان برای آن فرض کرد؛ برای اینکه از نظر کمّی و کیفی بین نمازها اختلاف وجود، ولو به همۀ آنها صلاة اطلاق می­شود.

پس واضع چاره­ای ندارد، جز اینکه لفظ صلاة را در مقابل همان معنای مبهم وضع کند و ابهام آن به وسیلۀ آثارش رفع گردد. محقق اصفهانی برای تشریح این مطلب، مثالی را بیان می­کند و می­گوید: «خمر«هم یک ماهیت مبهم دارد. جوهر خمر گاهی از انجیر، گاهی از انگور و…. گرفته می­شود، پس کیفیتش فرق می­کند. در این حال واضع، خمر را در برابر کدام حقیقت وضع می­کند؟ در پاسخ می­گوییم معلوم نیست؛ چون مراتب و ماهیات مختلفی دارد.

اشکال: موضوع­له نمی­تواند مبهم باشد؛ حداقل برای واضع نمی­تواند مبهم باشد. اگر منظور از ابهام، ابهام ثبوتی است که این قابل قبول نیست که ابهام حتی در ذهن واضع هم وجود داشته باشد.

جواب: شما هم می­گویید «ضمائر»، «موصولات» و «اسماء اشاره»، مبهم هستند. اگر به دلیل ما ایراد وارد می­کنید، چگونه خودتان قائل به مبهم شده­اید؟!

اشکال به جواب فوق: ضمائر و موصولات، مبهم مصداقی هستند، نه مبهم مفهومی؛ یعنی مفهومشان مبهم نیست، بلکه کاربردشان مبهم است.

توجیه وجود قدر جامع بنا بر قول صحیحی­ها «نظریه محقق نائینی»

لفظ صلاة ابتدائاً بر صلاة مختار، وضع شده است که «تام الاجزاء و الشرایط» بوده است، نه بر صلاة مضطر (صلاة دو رکعتی نشسته و…). به مرور زمان، همین صلاة در فرد مضطر به­عنوان استعمال مجازی، استعمال شد. پس استعمال صلاة، استعمال حقیقی بود.

سپس مرحوم محقق نائینی می­فرماید: ما صلاة مضطر را از باب ادعا، صلاة مختار فرض می­کنیم؛ مثل اینکه رجل شجاع را نازل منزله حیوان مفترس می­گیریم.

تقریر مرحوم خوئی: آیت‌الله خوئی نظر مرحوم نائینی این­چنین توضیح می­دهد که صلاة سه نوع است:1. اولیا؛ 2. وسطی؛ 3. سفلی. صلاة اولیا، همان صلاة مختار تام الاجزاء و الشرایط است و صلاة وسطی، نماز شکسته یا نشسته را می­گویند، اما صلاة سفلی، مانند این است که شخص نمی­تواند نشسته نماز بخواند و به ناچار خوابیده نماز می­خواند. آیت‌الله خوئی سپس در ادامه می­فرماید: واضع، صلاة را در برابر صلاة اولیا وضع کرده، اما صلاة وسطی و سفلی عوارضی است که بعداً ایجاد شده است. لذا استعمال صلاة وسطی و سفلی و اطلاق لفظ صلاة بر آنها از حیث مجاز است.

اشکال: خود صحیحی­ها می­گویند: صلاة به یک وضع واحد، تمام مصادیق صلاة را به­طور کامل شامل می­شود. پس کلام مرحوم نائینی بر خلاف قول صحیحی­ها است. بر فرض که شما می­گویید لفظ صلاة، صلاة مختار را شامل می­شود، اما باید پذیرفت که خود صلاة مختار هم انواع مختلف دارد؛ مانند نماز در وطن و نماز در سفر. پس قدر جامعی که مرحوم نائینی بیان می­کنند از این جهت، دچار اشکال است؛ زیرا بر خلاف نظر قائلین به صحیح است و اگر هم صلاة مختار، موضوع­له صلاة باشد در بدو امر، باز هم قدر جامعی تصویر نشده است؛ چون قدر جامع، غیر صلاة مختار را خارج کرد؛ چرا که صلاة مختار، شامل همه نماز­های یومیه نمی­شود؛ یعنی قدر جامعی نداریم که فراگیر باشد.

البته تقریر مرحوم نائینی یک امتیاز دارد و آن این است که اشکالات عمدۀ قبلی که مبهم­بودن موضوع یکی از آنهاست را در بر ندارد.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/09/osoul-91-50.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/09/osoul-91-50.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *