درس خارج اصول 91-92 جلسه 46

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه چهل و ششم درس خارج اصول

پس از بحث و بررسی مسأله حقیقت شرعیه این بحث مطرح می‌شود که الفاظ عبادات، موضوع برای خصوص صحیح هستند یا اعم از صحیح و فاسد؟

اگر الفاظ عبادات برای خصوص صحیح، وضع شده باشند، برفرض اگر نماز، نماز فاسد و معیوبی باشد به آن صلاة اطلاق نمی­شود، اما اگر اعم از صحیح و فاسد باشد آن وقت، لفظ صلاة، حتی در نمازی که فاقد بعضی از اجزاء و شرایط باشد نیز قابل اطلاق است.

بیان چند امر

این نکته قابل توجه است که این بحث در صورتی جریان دارد که قائل به ثبوت حقیقت شرعیه باشیم؛ زیرا اگر قائل به ثبوت حقیقت شرعیه نباشیم با تمسک به توجیهاتی می‌توان وارد بحث شد.

المطلب الأول: الآراء الواردة فی المسألة

توضیح مطلب اینکه سه قول در مسأله حقیقت شرعیه وجود دارد که عبارتند از:

  1. کسانی که قائل به ثبوت حقیقت شرعیه هستند، معتقدند که پیامبر صلاة را از معنای لغوی دعا به­معنای شرعی نماز نقل داده است.
  2. کسانی که قائل به ثبوت مجاز شرعیه هستند اعتقاد دارند که لفظ صلاة در معانی لغوی­اش به کار می­رفته است، اما پیامبر این لفظ را با قرینه در معنای شرعی جدید استعمال کرده است.
  3. عده­ای معتقدند که نه حقیقت و نه مجاز شرعیه؛ یعنی نه حقیقت شرعیه است و نه مجاز شرعیه؛ مثلاً قاضی ابوبکر باقلانی می­گوید: صلاة، نه حقیقت شرعیه است و نه مجاز شرعیه، بلکه صلاة همان حقیقت لغویه است؛ چرا که در ادیان گذشته هم صلاة وجود داشته است. در واقع، صلاة به همان معنای دعاست، منتها پیامبر اسلام [6] اجزاء و شرایطی را به آن اضافه کرده است.

بحث و بررسی اقوال مذکور

در قول اول بحثی نیست، بحث بر روی قول دوم و سوم است. ابتدا این سؤال به ذهن متبادر می­شود که چطور می­شود بنا بر قول دوم و سوم، بحث صحیح و اعم را تصویر کرد؟ مرحوم آخوند در ابتدا می‌فرماید: بنا بر قول دوم و سوم نمی­توان بحث صحیح و اعم را تصویر کرد، ولی در ادامه می­فرمایند با تصویر جدید می­توان این بحث را بنا بر قول دوم و سوم نیز تصویر کرد.

ایشان برای حل این مسأله سبک مجاز از مجاز را در اینجا پیاده می‌کند. اگر بخواهیم قول دوم را وارد بحث کنیم، مجاز را به مجاز دست اول و مجاز دست دوم، تقسیم می­کنیم.

در مجاز دست اول، معنای لغوی صلاة، دعاست و پیامبر اسلام صلاة را مجازاً در معنای شرعی آن استعمال کرده است. بنابراین مجاز دست اول این است که بگوییم پیامبر اکرم، صلاة را مجازاً برای خصوص صحیح استعمال کرده است، لذا علاقه هم علاقۀ جزء و کل است.

مجاز دست دوم هم از مجاز دست اول اقتباس می­شود. به این معنا که صلاة، گاهی به صلاة فاسد هم اطلاق می­شود. ازاین­رو این­طور وارد بحث می­شویم که آیا امکان دارد در یک استعمالی، صلاة استعمال شود و منظور از آن صلاة اعم از صحیح و فاسد باشد مجازاً؟ در این صورت، علاقه بین مجاز اول و دوم، علاقۀ مشابهت است؛ یعنی استعمال صلاة ابتدائاً در خصوص صلاة صحیح است و بعد استعمال آن در اعم از صحیح و فاسد است. در مجاز دست اول می­گوییم پیامبر [6] صلاة را مجازاً بر اعم از صحیح و فاسد، استعمال کرده است و بعد می­گوییم آن را در خصوص صحیح، استعمال کرده است.

آیا واقعاً چنین توجیهی صحیح است؟ این مسأله در عالم ثبوت، تصویر می­شود، اما آیا در عالم اثبات هم امکان آن وجود دارد؟ مرحوم آخوند و دیگران می­گویند: این مسأله عقلاً قابل اثبات نیست؛ زیرا از کجا معلوم که در مجاز اول، استعمال لفظ صلاة در خصوص صحیح باشد، به­علاوه از آن طرف از کجا معلوم که ادعای اعمی­ها مبنی بر استعمال لفظ صلاة در اعم از صحیح و فاسد، درست باشد؟

تصویر قول سوم: قائلین به این قول معتقدند صلاة به همان معنای دعاست؛ همانگونه در عصر انبیای گذشته بوده است، پیامبر اسلام اجزائی را به آن اضافه کرده است. بنابراین، بحث را این­طور می­توان به تصویر کشید:

آیا هنگامی که پیامبر بر صلاة تام الاجزاء و الشرایط، لفظ نماز را اطلاق می­نمود شامل صحیح و فاسد می­شد؟

اگر لفظ صلاة برای نماز تام الاجزاء و الشرایط؛ یعنی خصوص صحیح باشد آیا می­توان بر عملی فاقد بعضی از اجزاء و شرایط لفظ صلاة را اطلاق کرد؟

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/09/osoul-91-46.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *