درس خارج اصول 91-92 جلسه 43

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه چهل و سوم درس خارج اصول

تعارض بین احوال

برای لفظ، حالات پنجگانه­ای وجود دارد که در ادامه به بررسی آن احوال می­پردازیم.

  1. مجاز: «هرگاه لفظ در غیر معنای موضوع له خودش استعمال شود، مثل استعمال اسد در رجل شجاع، چنین استعمالی «مجاز» شمرده می‌شود».
  2. اشتراک: «هنگامی که لفظی برای دو یا چند معنا وضع شود؛ مثل لفظ عین که در معانی متفاوتی استعمال می­شود بر آن «اشتراک» اطلاق می­شود».
  3. تخصیص: «لفظی که افاده عموم کند و مخصصی آن را تخصیص بزند، «تخصیص» نامیده می­شود».
  4. نقل: «لفظ در معنای حقیقی­اش استعمال می­شد، حال شک می­کنیم که به معنای دیگری انتقال پیدا کرده یا نه، به این حالت «نقل» اطلاق می­گردد».
  5. اضمار: «اینکه چیزی را در تقدیر بگیریم؛ مثل لفظ اهل در مثال «واسئل اهل القریه» این در تقدیر گرفتن را «اضمار» می­نامند.

به هنگام تعارض بین معنای حقیقی و غیر حقیقی مثل مجاز، اضمار، تقیید و تخصیص، میان علمای علم اصول، اتفاق و اجماع وجود دارد که کلام حمل بر معنای حقیقی می­شود، البته مادامی که قرینه بر خلاف نباشد؛ زیرا اصل بر این است که در چنین صورتی معنای حقیقی مد نظر قرار گیرد؛ چراکه از ناحیه متکلم، نسبت به سامع و هم­چنین از ناحیه سامع، نسبت به متکلم، حجت تمام خواهد بود. لذا چنانچه سامع در اجرای اصالةالحقیقه مخالفت و کوتاهی ورزد به این بهانه که شاید متکلم معنای مجازی را قصد کرده باشد، در این صورت عذر او پذیرفته نخواهد بود، همانگونه که نسبت به متکلم نیز مسأله چنین است، یعنی متکلم درباره کلامش به سامع بگوید معنای مجازی را اراده نموده است که در این مورد نیز اعتذار متکلم پذیرفته نخواهد بود.

خلاصه اینکه تا مادامی که متکلم، قرینه روشنی دال بر معنای مجازی اقامه نکرده باشد، حق ندارد مخاطب را در عملش مؤاخذه نماید و بالعکس چنانچه مخاطب، کلامی را که فاقد قرینه است
بر معنای مجازی حمل نماید، متکلم نمی­تواند او را بر چنین
عملی بازخواست نماید و به این ترتیب برای طرفین، اصالةالحقیقة که از اصول لفظیه عقلایی است، دلیل مؤاخذه و بازخواست می­باشد.

مرحوم آخوند; در کفایه در این باره می­نویسد:

«إنّه للّفظ أحوال خمسة و هي: التجّوز والاشتراك والتخصيص والنقل والاضمار، لا يكاد يصار إلى أحدها فيما إذا دار الأمر بينه و بين المعنى الحقيقي، إلّا بقرينة صارفة عنه إليه. وأما إذا دارالأمر بينها، فالأصوليون، وأن ذكروا لترجيح بعضها على بعضٍ وجوها، إلّا إنّها استحسانية، لا اعتبار بها، إلّا إذا كانت موجبة لظهور اللفظ في المعنى، لعدم مساعدة دليل على اعتبارها بدون ذلك، كما لا يخفى».

اگر بین احوال خمسه با معنای حقیقی تعارض باشد، بی­شک معنای حقیقی مقدم است، مگر اینکه قرینة صارفه­ای باشد که ما را از معنای حقیقی منع نماید.

اصولیین در ترجیح بعضی از احوالات خمسه بر بعض دیگر وجوهی را ذکر کرده­اند که البته این دلایل ذوقی است و هیچ اعتبار و دلیلی برای این امر وجود ندارد، مگر اینکه دلیل این افراد بر ترجیح، ظهور لفظ در معنا باشد، چون هیچ دلیلی برای تقدیم نداریم، جز اصالةالظهور.

توضیح کلام آخوند

شاید بتوان گفت جمیع این امور در حقیقت به«اصالةالظهور» بازگشت می­کنند؛ زیرا کلام در صورت احتمال مجاز، به«­معنای حقیقی» ظهور داشته است و در صورت احتمال تخصیص، به «عموم» ظهور خواهد داشت. همچنین در صورت احتمال تقیید، به «اطلاق» و به هنگام احتمال وجود تقدیر به «عدم وجود تقدیر» ظهور خواهد داشت. بنابراین، اگر به جای هر کدام از اصول لفظیه، از اصالةالظهور تعبیر آوریم، نه­تنها صحیح بوده و موجب حصول غرض و مقصود می­باشد، بلکه حجیت و اعتبار تام اصول لفظیه به حجیت اصالةالظهور، باز می‌گردند و لذا در صورتی که کلام در مجاز، ظهور داشته باشد، مقتضای اصالةالظهور این است که کلام را به­معنای مجازی حمل نماییم و طبعاً اصالةالحقیقة در این مورد، جاری نمی­شود؛ همانطور که اگر کلام در تخصیص یا تقیید و امثال آن ظهور داشته باشد.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/09/osoul-91-43.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/09/osoul-91-43.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *