درس خارج اصول 91-92 جلسه 38

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه سی و هشتم درس خارج اصول

ادامه نقد و بررسی مبانی پوزیتیویسم

نظریه تحقیق پذیری دارای ماهیت پارادوکسیکال است. جستجو و تحقیق پیرامون مبادی هر علم از راه فعالیت‌های عقلانی میسر است. لذا مکتب یک سیسم عقلانی و فلسفی محسوب می­گردد نه تجربی، حال اگر اظهار نظرهای عقلانی مهمل و بی­معنا باشد، آنوقت تمام ساختارهای این مکتب نیز پوچ و فاقد معنا خواهند بود.

مضافاً بر آن توجیه مطابقت در حوزه حس، بدون استمداد از مبادی غیر حسی غیر ممکن است. تصورات حسی از مجاری حواس در ذهن شکل می­گیرند و مجاری حسی به عنوان حجاب­های مادی بین انسان و عالم ماده نقش بازی می­کنند. به همین دلیل، هیچ راهی برای توجیه امکان معرفت مطابق با واقع از طریق حواس وجود ندارد مگر آنکه از منابع فراحسّی نظیر عقل یا وحی برای توجیه مطابقت معرفت حسّی با عالم ماده استمداد شوند.

از سوی دیگر التزام به مبانی مکتب پوزیتیویسم، سبب انکار و نفی بعضی قوانین کلی خواهد بود که محور تمام علوم از جمله علوم تجربی است. نظیر امتناع اجتماع نقیضین، ارتفاع نقیضین و قانون علیّت. طبیعی است با انکار این نوع قوانین، شالوده و اساس علوم تجربی به هم می‌ریزد. چون اگر مثلاً قانون علیت انکار شود، دیگر نمی­توان نتیجه گرفت منبسط شدن فلزات بر اثر حرارت است.

در نهایت رویکرد پوزیتیویستی در فهم جهان، سبب می­شود که انسان، شناخت اشیاء را در ظواهر امور و به تعبیری در اعراض منحصر کند.

توضیح اینکه بر اساس مبانی فلسفه اسلامی، هر موجودی یا جوهر است یا عرض، جوهر ذات اشیاء را تشکیل می­دهد و اما اعراض اشیا، یا از لوازم ذاتی آنها هستند و یا حاصل ارتباط آنها با یکدیگر. مثلاً روح انسان، جوهر و ذات او است و قدرت بر راه رفتن، حرف زدن، فهم و شعور داشتن و همه حالات او مانند غم، شادی و امثال آن از اعراض به شمار می­روند. آگاهی انسان از حالات درونی خود و خصوصیات و اعراض موجودات دیگر با حواس او تحقق می­یابد.

برای مثال هنگامی که انسان غمگین است، غم را احساس می­کند و دیگر احتیاجی به تفکر ندارد. انسان به همین طریق، اعراض موجودات دیگر را به طور مستقیم درک می­کند مانند، سردی و گرمی و رنگ­ها و امثال آن. به این ترتیب، کافی است که انسان با حواس خود با آنها مرتبط شود تا به این خصوصیات پی­ببرد، اما ذاتیات اشیاء وجواهر را نمی­توان به طور مستقیم حس کرد.

بنابراین آنچه در دسترس انسان قرار می­گیرند، تنها اعراض هستند که انسان، آنها را به صورت از هم گسیخته ادراک می­کند. بنابراین لازمه حس­گرایی چیزی نیست جز انکار ذاتیات و ضرورت علّی و منحصر کردن شناخت بر عرض شناسی، نمود شناسی، پدیدار شناسی و به عبارت دیگر اکتفا بر شناخت ظواهر اشیاء.

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/09/Usol-91-38.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *