درس خارج اصول 91-92 جلسه 11

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه یازدهم درس خارج اصول

نقد و بررسی نظریۀ مرحوم آخوند

در نقد کلام مرحوم آخوند می­توان گفت که اگر معنای حرفی و اسمی ذاتاً با هم متحد باشند، پس بایستی استعمال هر یک به جای دیگری صحیح باشد، و حال آنکه بدیهی است، حتی به نحو مجاز هم چنین استعمالی صحیح نیست؛ زیرا برای مثال به جای «زید فی الدار» نمی­توان گفت «زید الظرفیة الدار».

البته ممکن است به این اشکال جواب داده شد که استعمال هر یک از حروف و اسماء به جای دیگری صحیح نیست؛ چون واضع لفظ «الظرفیـ]»، شرط نموده که این کلمه، تنها در صورتی استعمال شود که معنایش به شکل مستقل لحاظ گردد و همینطور در لفظ «فی»، شرط کرده که این کلمه استعمال نشود، مگر در جایی که معنای آن را به عنوان حالت برای غیر و به صورت غیر مستقل ملاحظه کنند.

اما آنچه مسلم است اینکه این توجیه نیز قابل قبول نمی­باشد؛ زیرا چه دلیلی وجود دارد آنچه را که واضع، شرط نموده و از طرفی اشتراط او موجب اعتبار خصوصیت در لفظ و معنا نیست، تبعیت از او واجب باشد؟ حال بر فرض اگر اطاعت از واضع واجب باشد، نهایتاً مخالفت از رویّه او، تنها موجب عصیان و تمرّد است، نه اینکه غلط و اشتباهی در کلام وجود داشته باشد.

پرسش دیگر اینکه اگر استقلال و آلیت در موضوع­له اسماء و حروف اخذ نشده است، پس این معانی متمایز را از کجا می­توان درک کرد؟ طبیعی است این وضع است که بیانگر این مطلب است و با آن می­توان استقلالیّت و آلیّت را متوجه شد؛ در حالی که آخوند می­گوید موضوع­له در حین وضع، عاری از استقلال و آلیت است! مضافاً بر اینکه این کلام مرحوم آخوند، مطابق با کلمات هیچ یک از صاحب­نظران حوزه ادبیات نیز نمی­باشد.

اشکال دیگری که بر فرمایش مرحوم آخوند وارد است این است که برابر کلام ایشان معنای استقلالی و تبعی، تابع نظر متکلم و مفسر خواهد بود؛ یعنی متکلم هرگاه خواست اسم را به کار ببرد، استقلالیت را مدّ نظر قرار می­دهد و هر زمانی خواست حرف را استعمال کند آن را به نحو آلیت در نظر می­گیرد؛ در حالی که قبل از لحاظ متکلم و لاحظ، اسماء در برابر معانی مستقل و حروف در قبال معانی غیر مستقل، وضع گردیده­اند.

نظریه سوم

طبق این نظریه، حروف وضع شده برای معناهایی که حقیقت و سنخ آن مباین و مغایر با معانی اسمی است، زیرا معانی اسمیه ذاتاً مستقل و فی نفسه هستند، ولی معانی حرفی، نه­ تنها استقلالی از خود ندارند، بلکه اساساً قوامشان وابسته به غیر است.

توضیح اینکه معانی­ای که در عالم خارج وجود دارند به دو شکل قابل تصورند:

  1. معنا به شکل مستقل در خارج موجود است؛ همچون «زید» که از جنس «جوهر» است و نیز مانند «قیام» که از جنس «عرض» است. هر کدام از این دو به طور مستقل در خارج وجود دارند، تنها تفاوتشان در این است که جوهر، موجودی است که به نحو استقلال در خارج موجود است، ولی عرض این­گونه نیست؛ بلکه وجودش لغیره است و احتیاج به غیر دارد. به عبارت دیگر، تفاوت جوهر و عرض در این است که جوهر؛ چه مفهوماً و چه و جوداً مستقل است، اما عرض به لحاظ مفهومی، مستقل و به لحاظ وجود و تحقق، مستقل نیست؛ مثل بیاض(سفیدی) و سواد (سیاهی) که مفهومشان مستقل هستند، ولی در مقام تحقق و وجود، نیاز به موضوع دارند.
  2. معنا در عالم خارج، موجود است، اما نه به طور مستقل؛ نظیر نسبت قیام به زید که این نسبت به نحو مستقل یافت نمی­شود، بلکه وجود آنها ذاتاً به غیر تعلق دارد و اساساً تحقق آنها در عالم خارج، بسته به طرفین نسبت موضوع و محمول است و به تعبیر دیگر، معانی حرفی، نه مفهوماً و نه وجوداً مستقل نیستند. برهان دلیل این مطلب آن است که اگر نسبت­ها و روابط، دارای وجودات استقلالی باشند به رابط دیگر نیاز پیدا می­شود که میان آن نسب و موضوعاتش ارتباط برقرار کند و اگر این رابطه نیز از وجودات استقلالی باشد، احتیاج به رابط بعدی پیدا می­شود و دامنۀ آن به همین ترتیب، ادامه پیدا می­کند و این تسلسل است که بطلان آن واضح است.

انسان همانطور که در انتقال مقاصد خود به معانی مستقل احتیاج دارد، به معانی غیر مستقل نیز نیازمند است. ازاین­رو، حکمت وضع، اقتضا می­کند در برابر هر یک از دو قسم، الفاظ ویژه­ای وضع شود؛ به این ترتیب که اسماء در مقابل معانی مستقل و حروف و ملحقات آن در برابر معانی غیر مستقل وضع گردند.

بنابراین، هر کلامی که از دو کلمه و یا بیشتر ترکیب شده باشد در صورتی که هیچ­گونه رابطه­ای بین آنها وجود نداشته باشد، هر کدام از آنها کلمه­ای مستقل محسوب خواهند شد. در این بین، چیزی که میان مفردات رابطه و علقه ایجاد می­کند حرف یا یکی از هیئت­های مخصوص خواهد بود. به عنوان مثال کلمات «انا»، «کتب» و «قلم»، هیچ گونه ارتباطی با یکدیگر ندارند، اما هنگامی که به صورت «کتبتُ بالقلم» در آید، کلامی است واحد که بعضی از آن بر بعضی دیگر مرتبط و وابسته بوده؛ به­گونه­ای که بیانگر معنای مقصود می­باشند. روشن است که ارتباط مزبور و وحدت کلام، به واسطۀ هیئت مخصوصِ «کتبتُ» و «حرف باء و الف و لام» حاصل شده است.

به این ترتیب می­توان گفت که حروف، نقش ایجاد رابطه بین مفردات پراکنده و مستقل و ترکیب آنها به شکل واحد که نشانگر معنای مقصود باشد را دارا می­باشند.

بر همین اساس امیرالمومنین در تقسیم «کلمه» می­فرماید: «الاسم ما انبأ عن المسمی، و الفعل ما انبا عن حرکه المسمی و الحرف ما اوجد معنی فی غیره».

طبق این بیان شریف حضرت، معانی اسمیه، معانی مستقل هستند، ولی معانی حروف هیچ­گونه استقلالی از خود ندارند و کارشان تنها ایجاد رابطه است و مفردات را با یکدیگر مرتبط می­سازند.

وضع در حروف عام و موضوع له آن خاص

توضیح اینکه هر نسبتی مسلماً بایستی متقوم به طرفین (موضوع و محمول) باشد؛ زیرا تصور «نسبت» بدون در نظر گرفتن طرفین، غیر ممکن است. پس در هر نسبت، رابطی وجود دارد که با نسبت دیگری مغایرت دارد. برای مثال، نسبت در «زیدٌ قائم» با رابط و نسبت در «علیٌ عالمٌ» مغایرت دارد. بنابراین، ذاتاً نسبت، مفهوم جزئی حقیقی است که در هر فرد با افراد دیگر مغایرت دارد. لذا ممکن نیست مفهوم کلی فرض شود؛ چون «نسبت» آن است که متقوم به طرفین باشد. از این رو، تا زمانی که طرفین وجود نداشته باشند، قهراً نسبتی وجود نخواهد داشت و در صورتی که طرفین موجود شوند، بی­تردید جزئی خواهد بود و لذا در اینجا مفهوم کلی متصور نیست.

حال پس از ذکر این مطلب باید گفت که اگر مفهوم نسبت به «حمل اولی ذاتی» باشد؛ همچون «النسبـ] نسبـ]ٌ» در این صورت مفهوم «نسبت» یک معنای اسمی، کلی و مستقل خواهد بود و کلیۀ افراد را شامل می‌شود، اما اگر نسبت را نسبت واقعی که همان ارتباطات خارجیه باشد، فرض نماییم، مسلماً متقوم به طرفین است و بدون آن تصورش غیر ممکن خواهد بود. لذا نسبت مذکور در زمرۀ حمل «شایع صناعی» به‌شمار می­رود.

به این ترتیب، اگر قائل شویم که مفهوم نسبت به حمل اولی ذاتی، موضوع له حروف است در این صورت، وضع عام و موضوع له عام خواهد بود و اگر چنانچه قائل شویم که حقیقت نسبت؛ یعنی به حمل شایع صناعی، موضوع له حروف است، مسلماً وضع عام و موضوعٌ له خاص خواهد بود.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/07/osoul-91-11.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/07/osoul-91-11.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *