درس خارج اصول 91-92 جلسه 1

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه اول درس خارج اصول

مرحوم آخوند خراسانی «اعلی الله مقامه»، مباحث کتاب شریف «کفایـ]الاصول» را در قالب یک مقدمه و هشت مقصد و یک خاتمه (بحث اجتهاد و تقلید) تدوین نمود. ایشان در مقدمه نیز حدود سیزده امر را بیان فرموده است. این امور سیزده­گانه؛ هر چند جنبه مقدماتی دارند، ولی برای علم اصول مفید فایده هستند، ولو برخی از این امور به حوزۀ فلسفه و کلام مربوط می­شوند. به هر ترتیب، چاره­ای نیست، جز اینکه ما نیز آنها را به گونه اختصار، مورد بحث و بررسی قرار دهیم.

امر اول این امور سیزده­گانه، خود مشتمل بر هفت مطلب است که چهار مطلب نخست آن به همه علوم ارتباط داشته و سایر موارد به علم اصول، مرتبط است که به ترتیب عبارتند از:

  1. چیستی موضوع علم به طور مطلق؛
  2. نسبت موضوع علم با موضوع مسائل علم؛
  3. لزوم یا عدم لزوم هر علمی به موضوع؛
  4. چگونگی تمایز علوم نسبت به یکدیگر؛
  5. تعریف اصول فقه؛
  6. موضوع اصول فقه؛
  7. تفاوت مسائل اصولی با قواعد فقهی.

المطلب الأوّل: ما هو موضوع کل علم؟

آخوند خراسانی در باب «موضوع کل علم» می­فرماید: «هو الذی
یبحث فیه عن عوارضه الذاتیة ای بلاواسطه فی العروض»؛ یعنی موضوع
هر علمی آن است که در آن علم از عوارض ذاتیه­اش بحث می­شود
و مقصود از «عوارض ذاتیه» عوارضی است که بدون واسطه در
عروض بر ذاتی، عارض می­شوند. برای مثال، موضوع علم نحو،
«کلمه و کلام»، موضوع علم طب؛ «بدن» و موضوع علم فقه، «فعل مکلف» است.

مقصود از «عَرَض» در اینجا همان عرض در مقابل ذاتی باب «ایساغوجی» است و آن عبارت است از امری که از ذات شیء خارج باشد؛ چرا که عرض، دارای دو اصطلاح است: اصطلاح فلسفی و اصطلاح منطقی. از این­رو، عرض در ا

صطلاح فلاسفه، عبارت است از امری که در تحققش در عالم خارج، احتیاج به موضوع دارد؛ «العرض ما اذا وجد فی الخارج، وجد فی الموضوع». بر خلاف «جوهر» که در تحقق خود نیازمند موضوع نیست؛ «الجوهر ما اذا وجد فی الخارج، وجد لا فی موضوع»، منتها عرض در اصطلاح منطقييّن، عبارت از هر امری است که از ماهیت شیء خارج باشد و بتواند بر آن حمل بشود. برای مثال، «ناطق» که به عنوان جوهر، تلقی می­گردد در اصطلاح منطقی، عرض به حساب می­آید؛ چون ناطق، خارج از ماهیت حیوان است، ولی قابل حمل بر اصطلاح فلسفی آن است. به این ترتیب، عرض در اصطلاح منطقی اعم از عرض در اصطلاح فلسفی می­باشد.

اقسام نه­گانه عرض

اعراض به­طور کلی، دارای سه صورت می­باشند. صورت نخست
آن دارای سه قسم است، و صورت دوم آن دارای دو قسم
و صورت آخر آن دارای چهار قسم می­باشد که به ترتیب آنها را یادآور می­شویم:

  1. عرض بر ذات، بدون واسطه، عارض می­شود.
  2. عرض بر معروض با واسطۀ داخلی، عارض می­شود.
  3. عرض بر ذات با واسطه خارجی، عارض می­شود.

اقسام صورت نخست

عرضی که بدون واسطه بر ذات، عارض می­گردد خود بر سه نوع، قابل تصویر است:

الف) اینکه عارض با معروض مساوی باشد؛ یعنی عارض را بتوان بر معروض حمل کرد؛ مانند عروض تعجّب بر انسان.

ب) آنکه عارض، اعم از معروض باشد؛ مثل عروض جنس بر فصل (عروض حیوان بر ناطق).

ج) اینکه عارض، اخص از معروض باشد؛ مانند عروض فصل بر جنس (عروض ناطق بر حیوان).

اقسام صورت دوم

عرضی که بر معروض با واسطۀ داخلی عارض می­شود، دو نوع است:

  1. واسطۀ داخل ذات معروف و مساوی با آن است که در این صورت، عارض، مساوی با معروض است؛ همچون عروض تکلّم بر انسان به واسطه ناطق؛ زیرا ناطق، داخل ذات انسان و مساوی با آن است.
  2. عروض عرض بر ذات به واسطۀ چیزی بوده که نسبت به معروض، اعم و داخل آن باشد و در این صورت، عارض اعم از معروض می­باشد؛ مانند عروض حرکت ارادی بر انسان به واسطۀ حیوان. بدیهی است حیوانیت، جزء داخلی انسان و اعم از آن است.

اقسام صورت سوم

عرضی که بر معروض با واسطه خارجی، عارض می­شود، دارای چهار شکل می­باشد:

  1. عروض عرض بر ذات به واسطه چیزی بوده که مساوی با ذات و خارج از آن می­باشد. در این صورت، عارض مساوی با معروض است؛ مانند عروض ضحک (خنده) بر انسان به واسطۀ تعجب که خارج از ذات انسان، ولی مساوی با آن است.
  2. عرض بر معروض با واسطۀ خارجی و اعم از آن، عارض می­گردد که در این صورت، عارض، اعم از معروض است؛ همچون عروض تحرک بر انسان ابیض به واسطۀ جسم که خارج از ذات انسان و اعم از آن است.
  3. عروض عرض بر ذات به واسطۀ امری اخص از ذات و خارج از آن باشد؛ نظیر عروض ضحک بر حیوان به واسطۀ انسان که خارج از ذات حیوان و اخص از آن است.
  4. عروض عرض بر ذات به واسطۀ امری مباین با ذات و خارج از آن، که در این نوع، عارض، مباین با معروض است؛ مانند عروض حرارت بر آب به واسطۀ آتش.

به این ترتیب، اقسام عَرض در مجموع، نه قسم خواهد بود.

اقسام واسطه

پس از آنکه اقسام نه­گانه عَرض، تبیین شد به بررسی اقسام واسطه می‌پردازیم.

واسطه بر سه قسم است:

الف) واسطه در ثبوت؛ ب) واسطه در اثبات؛  ج) واسطه در عروض.

واسطه در ثبوت؛ یعنی علت ثبوت عرض بر معروض آن؛ نظیر آتش و خورشید که علّت وجود حرارت می­باشند.

واسطه در اثبات؛ یعنی علم به آن، سبب علم به ثبوت عرض برای معروض باشد؛ مانند حدّ وسط در قیاساتی همچون «العالم متغیر،کل متغیّر حادث، فالعالم حادث». در این مثال، کلمۀ متغیر، در این واسطه در اثبات حدوث برای عالم است.

واسطه در عروض نیز؛ یعنی «اسناد الی ما هو غیر ما هو له»؛ مانند حرکت که حقیقتاً قائم به کشتی بوده، ولی مجازاً به جالس در آن نسبت داده می­شود.

عرض ذاتی و عرض غریب

حال با عنایت به اقسام اعراض و واسطه­ها و توضیح مختصری پیرامون آنها می­توان گفت که مرحوم محقق خراسانی یک ضابطۀ کلی بیان کرده­اند و عرض ذاتی را در موردی می­دانند که واسطه­ای در عروض نباشد؛ اعم از اینکه بدون واسطه باشد یا واسطه داشته باشد، ولی واسطه­اش از قبیل واسطه در ثبوت باشد. از این جهت، حرارت برای آب از قبیل عرض ذاتی می­شود؛ زیرا واسطه در آن از نوع واسطه در ثبوت است. بنابراین، ملاک و مناطی است که ایشان برای ذاتی بودن عرض، ذکر کرده­اند با این مثال، تبیین خواهد شد.

اما در مقابل، دیگر علما و صاحب نظران، ملاکی مشخص و روشن برای تمییز میان عرض ذاتی و غریب، ذکر نکرده­اند بلکه به­طور کلی نسبت به اقسام نه­گانه عرض، اظهار داشته­اند که قسم نخست؛ یعنی قسمی که عارض با معروض مساوی باشد و دو قسم دیگر؛ یعنی عرضی که به واسطۀ جزء مساوی با امر خارج از معروض و مساوی با آن عارض شود، مسلماً عرض ذاتی است و سه قسم اخیر قطعاً عرض غریب می‌باشد و در سایر موارد میان ایشان، اختلاف نظر وجود دارد.

از این­رو، چون مرحوم آخوند این نظر را قبول نداشته­اند، قید «بلاواسطةٍ فی العروض» را در تعریف موضوع علم، ذکر نموده­اند.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/07/osoul-91-01.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/07/osoul-91-01.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *