جلسه2 (صلاه فی النجس 2)

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه دوم درس خارج فقه استاد مختاری (طهارت)                   1/7/98

(صلاه فی النجس 2)

بحث در مورد صلاة فی النجس بود، که عرض کردیم پنج صورت دارد:

(1): اگر با لباس نجس عالما و عامدا (هم علم به موضوع و هم به حکم دارد) بخواهد نماز بخواند، نمازش باطل است.

(2): نماز خوانده با لباس نجس، اما جاهل به حکم بوده است.

عرض کردیم قسم دوم دو صورت دارد: یک زمان جاهل مقصر است و یک زمان جاهل قاصر است، البته در چنین روزگاری جاهل مقصر معنایی ندارد، چون با این امکاناتی که الآن وجود دارد، دسترسی به مسائل بسیار آسان شده است. علی ای حال عرض شد خود این جاهل مقصر دو قسم است، قسم اول جاهل ملتفت و قسم دوم جاهل غافل که در هر دو صورت عرض شد باید نماز را اعاده کند.

یک بحثی در اینجا مطرح است و آن اینکه برخی ممکن است بگویند پس حدیث «لا تعاد» چه می­شود، حدیث «لا تعاد» دست ما را باز گذاشته است، پس نیازی به اعاده نماز نیست.

این روایت شریف در وسائل الشیعه جلد 4 کتاب الصلاة من ابواب القبله باب 9 روایت 1: «مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع‏ لَا تُعَادُ الصَّلَاةُ إِلَّا مِنْ خَمْسَةٍ الطَّهُورِ وَ الْوَقْتِ وَ الْقِبْلَةِ وَ الرُّكُوعِ وَ السُّجُود».

وسائل الشیعه جلد 5 کتاب الصلاة من ابواب افعال الصلاة باب 1 روایت 14: «عَنْ أَبِيهِ عَنْ سَعْدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّد عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: لَا تُعَادُ الصَّلَاةُ إِلَّا مِنْ خَمْسَةٍ الطَّهُورِ وَ الْوَقْتِ وَ الْقِبْلَةِ وَ الرُّكُوعِ وَ السُّجُودِ ثُمَّ قَالَ ع الْقِرَاءَةُ سُنَّةٌ وَ التَّشَهُّدُ سُنَّةٌ وَ التَّكْبِيرُ سُنَّةٌ وَ لَا يَنْقُضُ السُّنَّةُ الْفَرِيضَةَ».

حدیث لا تعاد شامل این پنج مورد نمی­شود، و باید در این پنج مورد نماز را اعاده کند. آن پنج مورد عبارت است از طهارت، وقت، قبله، رکوع و سجود. این موارد جزء فرائض الله است نه سنت الله، فرائض چیزهایی است که در قرآن ذکر شده است نه در کلام پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله.

آنچه در مجموعه کلام حضرت قرار می گیرد حدیث لا تعاد شامل آن می­شود، مثلا در مورد تشهد، قرائت یا اجزاء دیگر که وقتی نماز تمام شده، اعاده در آن لازم نیست، پس آنچه مربوط به سنت است لا تعاد شامل آن می­شود، اما فرائض خصوصا این پنج مورد استثناء شده است.

مقصود از طهور در اینجا طهارت معنوی است یعنی طهارت خبثیه نه حدثیه، فلذا اگر کسی وضوء نگیرد و جاهل به حکم باشد، این روایت شامل او نمی­شود، اما اگر کسی لباسش نجس بود، یعنی طهارت خبثیه ندارد، حدیث لا تعاد شامل او می­شود، بحث ما هم در مورد نجاست خبث (خون و عذره) است، پس اگر کسی جاهلا به حکم با لباس نجس نماز بخواند، باید بگوییم این روایت شامل او می شود و نماز او اعاده ندارد. لذا بعضی از بزرگان می­فرمایند این احادیثی که در جلسه قبل عرض شد با این روایت لا تعاد مقیّد می­شود و شامل جاهل مقصر نیز می­شود، پس لازم نیست جاهل مقصر که با لباس نجس نماز خوانده نمازش را اعاده کند، چون جاهل بوده حتی جاهل مقصر، لذا حکمش عدم اعاده است.

اما واقع مطلب این است که این حدیث «لا تعاد» شامل بحث جاهل مقصر نمی­شود، چون به حسب متفاهم عرفی، این حدیث لا تعاد که ناظر بر حکم صلاة از حیث اعاده و عدم اعاده است، برای بعد از فراغ از صلاة است، یعنی بعد از اتمام نماز، شک می کند که لباسش نجس بوده یا نه یا اینکه نماز تمام شد و بعد متوجه شد در لباس او خون بوده، لذا این حدیث ناظر بعد از نماز است نه در اثناء نماز، این حدیث در مورد جاهل مقصر نیست، بلکه امتنانا للعباد و تسهیلا للعباد خداوند می فرماید وقتی از نماز فارغ شدی، دیگر برنگرد، پس حدیث لا تعاد می فرماید در اینجا اعاده ندارد، چون از روی اعتقاد به صحت نماز را شروع کرده است و از اول نمی دانسته، پس باید گفت حدیث لا تعاد شامل این بحث نمی شود.

اما در مورد جاهل قاصر نظر قوی بر این است که نماز او صحیح است، در اینجا شاید بتوان گفت حدیث لا تعاد اقتضاء دارد عدم وجوب اعاده را، چون مقصود از طهور طهارت حدثیه است، البته با کمک قرائنی که بعد از آن است، چون متعاقب روایت فراضهای دیگری است که از آن قرائن می­شود فهمید که در مورد جاهل قاصر مانعی ندارد، اما در مورد جاهل مقصر که برای یادگیری اقدام نکرده اینگونه نیست.

(3): صلاة در نجس، اما جاهلا بالموضوع.

در اینجا باید عرض کنیم چهار قول در مسئله است:

قول اول صحت نماز است و مطلقا اعاده ندارد، چه در داخل وقت و چه در خارج وقت باشد. نظر مرحوم صاحب عروه همین قول است و تقریبا قول اظهر و اشهر همین است، در کتاب حدائق الناظره جلد 5 صفحه 413 و 414 این قول تقویت شده است: «و الأشهر الأظهر صحة صلاته»، در جاهای دیگر نیز همینطور است.

قول دوم وجوب الاعاده مطلقا، شیخ طوسی در خلاف این نظر را پذیرفته است در جلد 1 صفحه 163 مسئله 221.

قول سوم تفصیل بین داخل وقت و خارج وقت است که فرمودند اگر در داخل وقت متوجه شده است، اعاده واجب است. اما اگر در خارج از وقت متوجه شده است، قضاء ندارد و معفو عنه است، شیخ طوسی در نهایه این قول را اختیار کرده در صفحه 7 و 8. شاید نظر شیخ جمع بین روایات متعارض باشد که بعد عرض می کنیم که بعضی از روایات دال بر این است که اعاده لازم است و بعضی از روایات دال بر عدم اعاده است، لذا تفصیل بین داخل وقت و خارج از وقت است.

قول چهارم تفصیل بین آن نماز خوانی است که شاک است و فحص از نجاست کرده باشد و بین آن نماز خوانی که شاک است و فحص از نجاست نکرده، در جایی که فحص کرده، لا یجب علیه الاعاده و در جایی که فحص نکرده باشد، یجب علیه الاعاده.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2019/10/fiJh98-m-1.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2019/10/فقه-ج-2.pdf[/QR]

و صلی الله علی محمد و آل محمد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *