ترمیم سیاست گذاری زبانی شاخصۀ کلیدی در سبک زندگی اسلامی

ترمیم سیاست­گذاری زبانی شاخصۀ کلیدی در سبک زندگی اسلامی

در روز های اخیر مقام معظم رهبری در فرازی مهم در ضرورت ترویج زبان فارسی و تمرکز زدایی از زبان انگلیسی در فضای فرهنگی کشور فرمودند؛« اصرار بر ترویج زبان انگلیسی در کشور ما یک کار ناسالم است..چه اصراری است؟ این میراث دوران طاغوت است، این میراث دوران پهلوی است. ».[1]

هم چنین ایشان در ادامه با ارائۀ راهکارهایی لزوم تمرکز زدایی از زبان انگلیسی و ضرورت ایجاد زبان های مختلف همچون اسپانیولی، آلمانی، فرانسوی را به عنوان شاهد مثال هایی برای تحقق این مسأله عنوان نموده و ترمیم سیاست گذاری زبانی در کشور را از جمله شاخصه های صیانت از نفوذ و دخالت و توسعه ی زبان بیگانه بر شمرده و فرمودند؛«زبان اسپانیولی؛که در کشورهای مختلف، در آمریکای لاتین یا در آفریقا کسان زیادی هستند…و یا زبان فرانسه یا زبان آلمانی و نیز زبانهای کشورهای پیشرفته‌ی شرقی که زبان بیگانه است، لیکن اینها هم زبان علم است».[2]

با تأمل در بیانات راهبردی مقام معظم رهبری می توان به سیکل معیوب سیاستگذاری زبانی در کشور رهنمون گردید زیرا کشوری تاریخی همچون ایران که از تاریخ زبانی گسترده و پیشرفته بهره می گیرد و از ادبیات قوی در پیشینه زبانی خود برخوردار است نه تنها نباید در مواجهه با زبان های غیر بومی دچار افراط و تفریط گردد بلکه باید در عرصه های بین المللی از جایگاه رفیع زبان فاخر فارسی دفاع نماید.

اینچنین است که معظم له در فرازی دیگر در سخنان خود لزوم ترویج زبان فارسی به عنوان زبان هویتی و تمدنی این سرزمین در اقصی نقاط جهان را مورد تأکید قرار داده و فرمودند؛«ما که میخواهیم زبان فارسی را ترویج کنیم، باید یک عالَم خرج کنیم و زحمت بکشیم. [وقتی‌] کرسی زبان را در یک‌جا تعطیل می­کنند، باید تماس­های دیپلماتیک بگیریم که چرا کرسی زبان را تعطیل کردید. نمیگذارند، اجازه‌ی دانشجو گرفتن نمی­دهند، امتیاز نمی­دهند، برای اینکه زبان فارسی را یک‌جا میخواهیم ترویج کنیم».[3]

بی شک افق نگاه مقام معظم رهبری را باید بر مدار مقابله با آثار مخرب زبان های بیگانه بر سبک زندگی اسلامی و هم چنین احیای هویتی و فرهنگی زبان فارسی تعریف نمود؛ زیرا تبعات و پیامدهای موجود در جهانی شدن و ترویج زبان انگلیسی که همان زبان فرهنگ آنگلوساکسون یا استعمار است در لایه های مختلف آموزش این زبان در کشور ، سبک زندگی آمریکایی در حال انتقال نرم فرهنگ آنگلوساکسون به لایه های مختلف اجتماع در ایران است.

به نظر می رسد برای برون رفت از این وضعیت باید بر مقولۀ ترمیم سیاستگذاری زبانی تأکید نمود زیرا زبان مقوله ای است که در متن خود مولّفه هایی از قبیل معنا شناسی، نشانه شناسی(آوا شناسی) و دستور زبان(زبان شناسی) را به همراه دارد که بهره گیری از آن، جهان پیرامونی وسبک زندگی یک جامعه را معنادار خواهد نمود، و از آنجا که پیوند زبان و دین موجبات شهود زبانی منبعث از جهان پدیداری و نشانه بخشی جهان اطراف و در نهایت شکل گیری فرهنگ را رقم خواهد زد، لذا با مولّفه های زبانی و دینی می توان در تقویت هویت سبک زندگی اسلامی در جامعه کوشید.

بدین ترتیب باید گفت سیاستگذاری زبانی ارتباط مستقیم با سیاستگذاری معنایی و مذهبی یک جامعه دارد که تجلی آن را می توان در سبک زندگی اسلامی مشاهده کرد.

لازم به ذکر است در حال حاضر سبک زندگی غربی در اوج مدرنیته و مدرنیسم با ساده سازی زبان بالأخص زبان انگلیسی در راستای نفوذ هر چه بیشتر بر جوامع هدف حرکت کرده است به نحوی که مهمترین مباحث فلسفی و عرفانی این جوامع در حد یک زبان ساده و فرهنگ عامه پسند تنزل یافته است و در قالب ابزار هایی همچون هنر و رسانه،شبکه های اجتماعی و نرم افزارهای مختلف سرگرمی و همچنین در متون آموزش زبان انگلیسی در سراسر جهان تسری یافته است که تداوم این شاخصه تبعات و پیامدهای مختلف فرهنگی برای کشورهای مورد هدف به همراه داشته است.

این آسیب فرهنگی در حالی است که نظام اسلامی علیرغم بهره گیری از عمق تاریخی و تمدنی بی نظیر خود همچون ادبیات قوی و غنی در پیشینه زبانی برخوردار است که نثر، شعر و ادبیات فخیم..از جمله آن است لیکن به علت سیاست های نادرست زبانی، جامعه به ویژه نسل جوان در عمل به ورطۀ گرایش به مظاهر مدرنیته و غفلت از داشته های زبانی بومی کشیده شده اند، که تداوم این نقیصه لزوم بازنگری در سیاست های زبانی را بیش از پیش آشکار می سازد.

در تبیین این مسأله باید گفت زبان فارسی مظهر ساده سازی سخت ترین و پیچیده ترین مطالب فلسفی و عرفانی در کلام روزمره و عادی مردم است به همین دلیل زبان فرسی شیرین و اعجاب آفرین است؛ از این رو معناگرایی شعرای به نام همچون حافظ، سعدی ، فردوسی و مولوی و دیگر استوانه های این سرزمین در شعر و ادبیات فارسی به خوبی مبین ظرفیت های عظیم زبانی در سبک زندگی اسلامی است.

گفتنی است وقتی معنا در اوج قرار می گیرد بر لفظ غالب شده و آن شیرینی معنا به لفظ سرایت می کند لذا باید گفت زبان فارسی واقعیتی فعال، پویا، تاریخی و آینده دار است که در حوزه های مختلف فرهنگ ایرانی به خارج از مرزهای سیاسی کشیده شده است به نحوی که زبان فارسی را باید یک زبان میان فرهنگی نامید که با تنوع و تعدد فرهنگی در جوامع مختلف به خوبی سازگار است.

در خاتمه باید گفت ترمیم سیاستگذاری زبانی در کشور باید با بهره گیری از سبک زندگی اقوام مختلف کشور و با توجه به جغرافیای فرهنگی ایران استخراج گردد تا با هدف دست­یابی به سبک متعالی زندگی اسلامی ایرانی زمینۀ بسط و گسترش زبان فارسی به ویژه شاخصه های کلیدی هویتی در این زبان در عرصه های بین المللی بیش از پیش فرا هم گردد.

[1] بیانات مقام معظم رهبری در دیدار معلمان و فرهنگیان؛13/2/1395.

[2] همان.

[3] همان.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *