امام حسن مجتبی علیه السلام و وحدت….سیرۀ امام حسن مجتبی (ع) تجلی رفتار سیاسی امام علی (ع) است

امام حسن مجتبی علیه السلام و وحدت

1.به عنوان اولین سوال نقش امام حسن مجتبی در مسیر حرکت وحدت چه بوده و ایشان چه اقداماتی انجام داده اند؟
بدون شک امام حسن(ع) نیز همانند پدر بزرگوارش خود را شایسته خلافت و جانشینی پدر می دانست، لیکن شائبه وجود اختلافات فراوان میان مردم درعراق و شام بر روی مسألۀ خلافت و نیز اجتناب آن حضرت از هم پاشیدگی جامعۀ اسلامی موجب اتخاذ رویکرد صلح محوری با معاویه شد که با هدف اجرای مصلحت عمومی مسلمانان انجام گردید.
هم چنین پرهیز از کشته شدن بی هدف یاران، آن حضرت را در نبردی که نتیجۀ ملموس بر آن مترتب نبود به صلح نامه منتهی نمود.
زیرا آن حضرت با مشاهده بی ثباتی یاران خویش و تردید آنها در نبرد با معاویه صلاح را در صلح دید و در فرمایشات آن حضرت نیز« و ان ما تکرهون فی الجماعۀ خیر لکم مما تحبون»  ( آگاه باشید، آنچه شما از وحدت ناپسند می دارید، برایتان بهتر است از آنچه از تفرقه دوست دارید) ذکر شده است لذا وحدت گرایی در رفتار سیاسی و حتی در صلح نامۀ آن حضرت به وضوح قابل مشاهده است، زیرا رعایت مصلحت عمومی مسلمانان وشرط ایجاد صلح و امنیت برای مسلمانان توسط معاویه از جمله مفاد صلح نامه است که بیانگر اهتمام  آن حضرت برای حصول وحدت و امنیت و آرامش برای جامعۀ اسلامی است.
هم چنین پایبندی آن حضرت به صلح نامه علیرغم کارشکنی معاویه و سفارش شیعیان تندروی آن حضرت برای اقدام نظامی علیه معاویه، از جمله شاخصه های رفتاروحدت آفرین آن حضرت در تداوم حفظ اتحاد امت اسلامی است، گرچه در این مدت آن حضرت با نوشتن نامه هایی، زشتی عهد شکنی معاویه و بی توجهی وی به قرار داد صلح را به او گوشزد می کرد لیکن نباید از نظر  دور داشت که آن حضرت ضمن حفظ وحدت سیاسی اجتماعی مسلمانان، در تلاش بود تا حساب رفتارهای معاویه را از حساب اسلام و امامت و حکومت مورد نظر اسلام نبوی تفکیک نماید.
2- دستورات و راهکارهای پیشنهادی امام مجتبی(ع) در مقابله با جریان تفرقه در جامعۀ اسلامی را بیان فرمایید.
سیرۀ عملی امام حسن مجتبی(ع) به مانند پدر بزرگوارشان بر مبنای جلوگیری از تفرقه و ممانعت از ایجاد انشقاق در جامعۀ اسلامی استوار شده است، به عنوان نمونه سکوت و بیعت امام علی (ع) و همکاری آن حضرت با خلفای نخست در شرایطی اتفاق افتاده است که امت اسلامی کماکان در مسیر اصلی آموزه های نبوی قرار داشتند و انحراف آشکاری در آن جامعه ایجاد نشده بود، صلح امام حسن را نیز می توان نمونۀ تدبیر آن حضرت درپیشگیری از دو دستگی و تفرقه دانست، زیرا امام حسن (ع) هدف خود را از صلح مصالح امت اسلامی اعلام فرمودند و مردم را به اتحاد فراخوانده و خود را خیرخواه ترین فرد به مصالح ایشان و مخالف کینه توزی و تفرقه معرفی نمودند.
 هم چنین در مفاد صلح نامه نیز حفظ منافع امت اسلامی به عینه قابل مشاهده است، بدین نحو که  بیعت آن حضرت با معاویه ذکر نشد و بلکه این معاویه بود که با پذیرش تعهدات، خود را متعهد به اصلاح برخی امور جامعه در جامعۀ اسلامی نمود، گرچه این امور محقق نشد اما مهم این است که این راهبرد کلیدی از امام حسن مجتبی(ع) به نوعی توانست در مقابله با جریان تفرقه افکن در جامعۀ اسلامی کارآمدی خود را به نحو احسن نشان دهد.
هم چنین باید اذعان کرد نامه نگاری امام حسن(ع) به معاویه دردوران اجرای صلح نامه را باید از جمله اقدامات آن حضرت در مقابله با موج تفرقه گرایی و اتخاذ رویکرد تداوم صلح و امنیت جامعۀ اسلامی عنوان نمود، زیرا آن حضرت حتی به درخواست برخی شیعیان انقلابی و تندرو مبنی بر اقدام نظامی علیه معاویه پاسخ منفی داد و تعهد نسبت به مفاد صلح نامه را تا زمان حیات معاویه متذکرمی¬شد.
لذا همۀ این امور به عنوان اهتمام امام مجتبی(ع) در مقابله با جریانات تفرقه افکن در جامعۀ اسلامی به شمارمی آید.
 3.جناب آقای دکتر مختاری امروزه در جوامع اسلامی یک سری گروه های خاصی هستند که درک درستی از اسلام نداشته و از این رو به تکفیر گروه های دیگر می پردازند. سوال من این است آیا در دورهی امام مجتبی(ع) چنین پدیده ای وجود داشته و در صورت وجود برخورد آن حضرت با این جریانات چگونه بوده است؟
بی شک پای بندی به اصول و ادبیات نقد، تحمل مخالفان، پرهیز ازتکفیر و نگاه مثبت به آنان در چهارچوب پذیرش اصول وحدت از جمله راهبردهای کلیدی امام مجتبی (ع* در مواجهه با برخی جریانات انحرافی و نیز در مواجهه با مقولۀ تکفیر و به خصوص فرقۀ خوارج بود،
لازم است این نکته را ذکر نمایم که  امام حسن مجتبی (ع) در مواجهه با جریانات تکفیری از جمله خوارج از آنجایی که اقدام عملی بر ضد آن حضرت و دیگر شیعیان از سوی خوارج صورت نگرفت لذا بر مقولۀ مدارا تأکید می کردند  لذا آن حضرت در پاسخ به پیام معاویه برای نبرد با خوارج فرمود:«ترکت فتالک و هو لی حلل الامه و الفتهم، افترانی اقاتل معک»
من جنگ با تو را که برای من جایز بود به خاطر صلاح امت و حفظ الفت در میان آنها ترک کردم آیا می خواهی که همراه تو بجنگم؟
در نقلهای دیگر آمده که امام فرود: لو آقرت ان اقاتل احداً من اهل القبله لبدأت بقتالک .
اگر می خواستم با کسی ازاهل قبله بجنگم از تو شروع می کردم. که این رویکرد امام نشان دهندۀ این مسأله است که اولویت نبرد با دشمن اصلی اسلام یعنی جنگ علیه قاسطین در نزد آن حضرت به عنوان اولویت نخست مطرح بود .
هم چنین باید رویکرد امام مجتبی ع در مواجهه با جریانات تکفیری به ویژه خوارج  را برآمده از سیرۀ حضرت علی (ع) دانست که  آن حضرت دربارۀ خوارج فرمود: بعد از من خوارج را نکشید چرا که «لیس من طلب الحق فاخطأ کمن طلب الباطل فأصاب »( آن کسی که حق را بجوید و به اشتباه رود، با کسی که باطل گراست و به آن می رسد، یکسان نیست.)
 
بدیهی است آن حضرت نیز بر مبنای سیرۀ پدر بزرگوارشان بین کسانی که به دنبال کشف حقیقت بودند اما حق را با باطل اشتباه می گیرند با کسانی که عامدانه و از روی غرض های شخصی و سیاسی به دنبال باطل هستند تمایز قائل می شدند.
باید بر این نکته صحه گذاشت که  تکیه بر اشتراکات و بدیهیات دینی و اعتقادی در تفکیک میان برخی اختلافات مذموم  از غیر مذموم به عنوان بهترین راهکار در مقابله با اختلافات فرقه ای بود که از سوی امام مجتبی (ع) به عنوان مانع جدی در مقابل پدیدۀ شوم تکفیر مورد اجرا قرار گرفت.
از این رو مسائلی ازقبیل توحید، نبوت، معاد ،امر به معروف و نهی از منکر، تقوا، نماز، روزه، قران و حج…در نوع خود مورد اتفاق و اشتراک همۀ مسلمان ها است که وجود این اشتراکات بی نظیر مقولۀ مدارا با جریانات انحرافی را برای هدایت آنها بیش از پیش میسّر می سازدکه مواجهۀ آن حضرت با پدیدۀ تکفیر بر این مسأله استوار گردیده است.
لذا امام مجتبی هم چون پدر بزرگوارشان با گشودن باب اجتهاد و تأویل و جلوگیری از تنگ نظری و بد بینی نسبت به مخالفان کوشیدند تا از رواج پدیدۀ شوم تکفیر جلوگیری نمایند لذا توسعه  و اطلاق عنوان مؤمن در راستای جلوگیری از اتهام زنی مخالفان مذهبی به کفر و بی دینی دیگر مسلمانان انجام شده است.
بنابراین رویکرد امام مجتبی (ع)در امتداد نگاه وحدت آفرین حضرت علی ع تعریف می شود که در برابر سخت ترین گروه دینی مخالف بنا بر فرمایش امام باقر(ع)« آن حضرت هیچ گاه آنان را به کفر و شرک و نفاق متهم نکرد  و سبب قتل آنها نیز خروجشان بر حاکمیت اسلامی بود و نه کفرشان؛ چرا که آن حضرت فرمودند:« هم اخواننا بغو علینا» آنان برادران ما هستند که بر ما شوریده اند.
از این رو  سیرۀ امام حسن مجتبی (ع) تجلی رفتار سیاسی  امام علی (ع) است، زیرا همانگونه که حضرت علی (ع)اعتراض شدید گفتاری خوارج را هرگز با خشونت پاسخ نمی گفت  بلکه سیرۀ آن حضرت  چنین بود که آنان تا زمانی که در جامعۀ اسلامی هستند تا دست به شمشیر نبرده اند نباید از هیچ یک از حقق شهروندی محروم شوند  لذا امام مجتبی ع نیز تا بابهره گیری ازسیرۀ وحدت بخش علوی در مقام تقابل مستقیم با خوارج برنیامد.
4. نقش جامعه شیعه در جهت هر چه بهتر معرفی کردن امامان تشیع مخصوصاً حضرت امام حسن مجتبی(ع) برای جلوگیری از هر گونه افراط و تفریط در جامعه اسلامی و شیعی را تبیین فرمایید.
بدیهی است عدم تبعیت از امامان در درجۀ اول موجبات ایجاد فرقه هایی را در قالب اقدامات افراط گرایانه و تفریطی را فراهم نمود، به عنوان نمونه پس از انعقاد صلح توسط امام حسن با معاویه برخی افراط و تفریط ها در این مسأله و عدم تبعیت واقعی از آن حضرت به گونه ای رقم خورد که برخی در قادسیه هنگام بازگشت سپاه کوفه از جبهۀ نبرد امام را با عنوان ذلیل کنندۀ عرب  مورد خطاب قرار دادند.
هم چنین در تبیین چرایی برخی افراط و تفریط ها این مسأله را نمی توان منکر شد که امام مجتبی(ع) به مانند دیگر امامان با گروه و جماعتی خاص نداشتند بلکه همه به دیده مسلمانی و امت واحدۀ اسلامی  بر مبنای اخوت  دینی نگاه می کردند.
هم چنین نباید فراموش نمود امام حسن (ع) در جهت حفظ وحدت و کیان امت اسلامی از حقوق مربوط به خود چشم پوشی نمود لذا برخی هیجانات و احساسات غیر عقلانی بر برخی از شیعیان آنحضرت غالب می شد به نحوی که شخصیتی برجسته همچون حجربن عدی بارها از امام خواسته بود تا با نادیده گرفتن مفاد صلح نامه و تجدید سازمان ارتش کوفه به سپاهیان معاویه بتازد.
لذا وقتی امام مجتبی (ع)علیرغم وجود برخی از زمینه ها برای قیام از هر اقدامی عملی که موجب شکاف بیشتر امت را فراهم نماید امتناع می ورزید این شیوه شاید در مواردی موجب رنجش خاطر و اعتراض نزدیکان آن حضرت را منجر می گردید که اغلب افراط و تفریط ها معلول نگاه های تک بعدی در ولایتپذیری برخی از شیعیان منحصر می شود، لیکن امام مجتبی (ع) در تبیین حقایق دینی و جلوگیری از انحراف ها و بدعت های خطرناک عقیدتی و فکری که رسالت اصلی هر مسلمانی است همۀ تلاش و کوشش خود را به کار بست.
هم چنین از جمله راهکارهایی که جامعۀ شیعه میتواند با بهره گیری از آن در مقابل افراط و تفریط موفق عمل نماید استفاده از سیرۀ امام مجتبی در خوش خلقی و ملایمت ان حضرت در برخورد با مخالفان اشاره نمود.
بنابر نقل امام صادق (ع) که فرمود نزدیکی و خویشاوندی به محبت و دوستی است تعلق هیچ چیز به چیز دیگر، همچون تعلق دست به جسم نیست، اما دیگران دست را ببندند و قطع کنند.  
جالب توجه این است که مدرا و خوش رفتاری با مخالفان مذهبی نه تنها زینت و آرایش رفتاری شیعه محسوب شده است بلکه این ویژگی اخلاقی از مهمترین عوامل مهم جلب توجه به مکتب اهل بیت مورد توجه قرار گرفته است، به عنوان نمونه آورده اند مردی از اهالی شام که تحت تأثیر تبلیغات معاوبه قرار گرفته بود به مدینه آمد و با امام حسن مجتبی(ع) برخورد کرد  و تاآنجا که توانست به آن حضرت ناسزا گفت، هنگامیکه ساکت شد، امام رو به او کرد و پس از سلام وتبسم فرمود:«ای پیرمرد! گمان کنم در شهر ما غریبی و در مورد ما به اشتباه افتاده ای. هر نیاز و حاجتی که در اینجا داری، برآیت برآورده می کنیم؛از خوراک و پوشاک گرفته، تا جا و مکان و غیره، و تا وقتی در این شهر هستی، مهمان ما باش».
آن مرد وقتی چنین رفتار بزرگوارانه ای را از امام مشاهده کرد با شرمندگی گفت: «گواهی می دهم که تو شایستۀ امانتی، و خدا آگاه است که جانشینی اش را در کجا قرار دهد. تا این ساعت، تو و پدرت نزد من از همه مبغوض تر بودید، و اینک کسی نزد من از شما محبوب تر نیست» .
لذا مقولۀ صبرو حلم در سیرۀ امام مجتبی آنچنان برجسته است که حتی دشمنان آن حضرت نیز ایشان را با این سجیه اخلاقی ستوده اند به عنوان نمونه مروان بن حکم در موقع شهادت آن حضرت در تشییع جنازه ایشان شرکت کرد امام حسین (ع) به او فرمود وقتی که برادرم زنده بود تو همه نوع آزار و اذیت دربارۀ او روا داشتی ولی حالا برای تشییع جنازه او حاضر شده گریه می کن؟ مروان با اشاره به یکی از کوه های مدینه گفت« من هر چه کردم به کسی کردم که حلمش از این کوه بیش تر بود.»
به راستی مگر نه این است که جامعۀ شیعی با ترویج سیرۀ آن حضرت می تواند از هر گونه افراط و تفریط در جامعۀ اسلامی جلوگیری نماید زیرا خصایص مثبت اخلاقی به بسیاری از شائبه های قومیتی و مذهبی  پایان می بخشد همچنانکه امام مجتبی با این رویکرد در مواجهه با آن مرد شامی یکی از سخت ترین دشمنان خود را به بهترین یاران و پیروان اهل بیت(ع) مبدل ساخت.
 
 5. با توجه به وصیت نامه حضرت امیر به امام مجتبی (ع) وحدت جامعۀ اسلامی از قول رسول الله(ص) از همۀ نمازها و روزه ها برتر شمرده می شود به تحلیل شما چرا این تأکید در این وصیت نامه صورت گرفته است.
در واکاوی چرایی تأکید حضر ت علی (ع) به امام مجتبی (ع) مبنی بر صیانت از وحدت اسلامی، باید این مسأله را در عمق نگاه وحدت آفرین امیرالمومنین حضرت علی (ع) جستجو نمود به نحوی که دستور عمومی به وحدت و اجتناب از تفرقه از سوی آن حضرت در بین دیگر امامان به عنوان شاخص و معیار مطرح است و از برجستگی خاصی برخوردار است.
به عنوان نمونه امام علی (ع) در وصیت خویش به حسنین(علیهما السلام) می فرماید:« أُوصِيكُمَا وَ جَمِيعَ وَلَدِي وَ أَهْلِي وَ مَنْ بَلَغَهُ كِتَابِي بِتَقْوَى اللَّهِ وَ نَظْمِ أَمْرِكُمْ وَ صَلَاحِ ذَاتِ بَيْنِكُمْ فَإِنِّي سَمِعْتُ جَدَّكُمَا ( صلى الله عليه وآله ) يَقُولُ صَلَاحُ ذَاتِ الْبَيْنِ أَفْضَلُ مِنْ عَامَّةِ الصَّلَاةِ وَ الصِّيَامِ»
شما و همۀ فرزندان و خاندانم و هر کس را که این نامه به دستش برسد، به تقوای الهی و نظم در کارهایتان و صلح و سازش میان خود سفارش می کنم، که من از جد شما رسول خدا(ص) شنیدم که فرمود:ایجاد سازگاری میان دو طرف، از هر نماز و روزه ای برتر است.
به نظر می رسد برای دریافت عمق استراتژیک سیرۀ حضرت علی (ع) به مقولۀ وحدت امت اسلامی باید به فرازهایی دیگر از بیانات نورانی ایشان توجه نمود، آن حضرت  در نصیحت دیگری به فرزندانش می فرماید؛ ای فرزندانم بر شما باد به پیوند داشتن با یکدیگر و بخشیدن و نیکی کردن به یکدیگر. از دورویی و پشت به هم کردن و بریدن از یکدیگر و پراکندگی ، برحذر باشید.
هم چنین آن حضرت تعبیر« فأنّ جماعةً فیما تکرهون من الحق خیرٌ من فرقةٍ فیما تحبّون من الباطل» (اجتماع در حقی که شما را ناپسند آید بهتر از تفرقه در باطلی است که دوستش می دارید)را فرمودند که به روشنی رفتار سیاسی آن حضرت بر مقولۀ وحدت امت اسلامی را بیش از پیش آشکار می کند گرچه امام حسن مجتبی(ع) نیز روایتی چنین مضمونی را فرمودند که حاکی از نگاه یکسان حضرت علی (ع) و امام مجتبی (ع) در مقولۀ وحدت امت اسلامی و پرهیز از تفرقه گرایی است.
لذا باید گفت به راستی امیر المومنین علی (ع) علیرغم وجود ناملایمات بر علیه ایشان و خانه نشینی طولانی ، تفرقه را عملی شیطانی و هم ردیف فتنه انگیزی توصیف می کنند و می فرمایند؛أن الشیطان یُسَنِی لکم طُرُقَه ، ویرید أن یَحُلَ دینَکم عقدة عقدة، ویعطیکم بالجماعة الفرقة و بالفرقه الفتنه.
امام علی – علیه السّلام – فرمودند: همانا شیطان راههای خود را برای شما هموار می کند و می خواهد گره های دین شما را یکی پس از دیگری سست گرداند و به جای اتحاد، تفرقه به شما دهد و با تفرقه فتنه بر انگیزد.
بنابراین علت اصلی تأکیدات بی شائبۀ حضرت علی (ع) به امام حسن(ع) را باید بر مبنای  ضروت اصل عزتمندی اسلام مورد نظر قرار داد که آن حضرت در فرازی فرمودند:« وَجَدتُ المُسالَمَةَ مالَم يَكُنْ وَهنٌ لِلإسلامِ أنجَعَ مِنَ القِتالِ  ؛ من صلح را ، تا آن گاه كه مايه وهن اسلام نباشد ، كارسازتر از جنگ يافته ام . از این رو سیرۀ امام مجتبی نیز بر مبنای « ما أنَا بِمُذِلِّ المُؤمِنينَ ولكِنّي مُعِزُّ المُؤمِنينَ »( من نه خواركننده مؤمنان ، بلكه عزّت بخش آنانم) تعریف می شود و اینچنین امام مجتبی (ع)« لِصَلاحِ الاُمَّةِ و حَقنِ دِمائِهِم »( صلاح امّت و جلوگيرى از ريختن خونشان آن را واگذاردم) .

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *